+ - x
 » از همین شاعر
1 در پیکر من سیخ و جگر می روید
2 خواهش
3 زعشق آتشین تو به سوز دیگرم امشب
4 فقط یکبار مینازم به بختم
5 پرتگاه
6 در آغوشت شبی گر خفته باشم
7 چشمان مرا به بلخ زیبا ببرید
8 ترا بهر ربودن دوست دارم
9 تو مردِ شهر پندار کجایی
10 زپیراهن تنت را گر ربایم

 » بیشتر بخوانید...
 آه چه بی رنگ و بی نشان که منم
 باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد
 کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را
 دلم به سوی شما شادمانه مینگرد
 کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته
 آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود
 رنگ آرزو
 مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را
 ای کاشکی تو خویش زمانی بدانیی
 جهان مهر و مه زناری اوست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

اگر خونین دلم یاقوت گردد
به کانی در « بدخشانش » گذارید

زمرد گر شود آوازه پرداز
به « پنجشیر» نگین خیزش سپارید

اگر نرگس شوم شب بو بجویم
به « ننگرهار» رویم دسته دسته

وگر قد میکشم درنارون ها
زخاک « قندهارم» ریشه رسته

سراره « بهار بلخ» ریزند
شگفته از لبم گر لاله هایی

دلم دامن زده در ارغوان ها
بیافشانید در « خواجه صفایی»


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *