+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر میشد که دود سوختن را گریه میکردم
2 اندیشه را زبان گواراست پارسی
3 فقط یکبار مینازم به بختم
4 رسوا
5 تشنه
6 گلبرگ نسترن
7 تا نفس های تو اینگونه وزیدن دارد
8 در آغوشت شبی گر خفته باشم
9 بی تو یک شب دختر رویا شدم
10 ترا بهر ربودن دوست دارم

 » بیشتر بخوانید...
 گر دیو و پری حارس با تیغ و سپر باشد
 می فکن بر صف رندان نظری بهتر از این
 عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود
 گر باده خوری تو با خردمندان خور
 گورستان
 منگنه
 اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی
 لبخند
 از اضغاث احلام یک ملاّ
 با روی تو کفر است به معنی نگریدن

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

بیا مرا بتراش ای تنم بدستانت
به بت سرای دلت در شبان رویایی
بیا مرا بتراش تا سحر مرا بتراش
به لمس و بوسه و ناز و نیاز و زیبایی

بیا مرا بتراش در حریر و ابریشم
به بستر شب تنهای سوز عریانت
به شوق پنجه کشیدن زپای تا به سرم
چو نور وسوسه ی شمع ذوق چشمانت

زبوسه ریز لبانت ببار گل به تنم
شراب تشنگی عشق در گلویم ریز
ببر دلم به سر بالهای مژگانت
به جذبه های نگاهت زخود فرویم ریز

بکش مرا به خم و پیچ های آغوشت
به کوره ی نفست آتشم کن، آبم کن
میان عشق قوی پنجه ی دو بازویت
بگیرم و بفشار، بشکن و خرابم کن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *