+ - x
 » از همین شاعر
1 ترا بهر ربودن دوست دارم
2 سُهشی
3 گلبرگ نسترن
4 پرتگاه
5 تا یک نگه بینم ترا یک عمرت ارمان میکنم
6 تو مردِ شهر پندار کجایی
7 کَلفَهشنگ
8 بیا مرا بتراش ای تنم بدستانت
9 هم میهنم ز چیست که همتا نمی شویم
10 باورشکن

 » بیشتر بخوانید...
 به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم
 بخش پانزدهم
 بازم صنما چه می فریبی تو
 نوریست میان شعر احمر
 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
 جمالت آفتاب هر نظر باد
 عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام
 کاغذ دیواری
 صبحگاه مراد
 رفیق اهل دل و یار محرمی دارم

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

بسکه در قلب من تپش داری

هستیم را به لرزه می آری

لذت سوختن زعشق تو شد

گرمی تا سحر گرفتاری

آرزوهای لمس پیکر تو

شب بیاید به عاشق آزاری

زین خرامت شبانه، میترسم

که مرا آهوانه بگذاری


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

حسات:

نیک است شعر وشاعری،
از آن سـخـنــدان مهـتـری
نـیـکـو سـترودنـد اهـل فن،
اشـعـــار نـغــز و وافــری
خوبست، که برگیریم ما،
از شـعــر آنــان گـوهـری




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *