+ - x
 » از همین شاعر
1 به باغم لاله شانم، خون بروید
2 رسوا
3 قد کوتاه حقم را که دیدم
4 نسیمی مژده یی آورده امشب
5 بی تو یک شب دختر رویا شدم
6 مرز
7 اندیشه را زبان گواراست پارسی
8 گرصبای عشق در پیراهنم افتاه ای
9 تا شنیدم که نیایی سخنم را یخ زد
10 گلبرگ نسترن

 » بیشتر بخوانید...
 گر چه تو نیم شب رسیدستی
 تشناب سالاری
 مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردم
  شیرین هوس
 شاها بکش قطار که شهوار می کشی
 هم پای خورشید پاییز
 پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
 تا بیکران خالی
 الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی
 زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۲

زعشق آتشین تو به سوز دیگرم امشب
به رویائیکه می بینم که تابی برسرم امشب
چوقرص ماه آتشپاره افتی در برم امشب
بدستان تو می بخشم تن عصیانگرم امشب
بیا در بسترم امشب
برای حس گرمایت به حسرتگاه تنهایم
به بستربی تو میسوزم، به آتشگاه بیجایم
چوشاخ عشق تر روئیدۀ این حرص زیبایم
که داغ بوسه هایت گل زند برپیکرم امشب
بیا در بسترم امشب
بروی شانه هایت ریز،عطر تازه ی مویم
به دور گردنت پیچد دو دستم تا به بازویم
به تنگ سینه ات بفشارجسم داغ وخوشبویم
به شعرم بهر آغوشت خودم عریان ترم امشب
بیا در بسترم امشب
فرار از خود نمایم در برو ودوش تو میگردم
زهر سودر تو می پیچم، عسل نوش تو میگردم
به شور وشوق سرمستی هم آغوش تو میگردم
دوتا پیکر یکی گردد، ترا درخود برم امشب
بیا در بسترم امشب


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *