+ - x
 » از همین شاعر
1 شب
2 بیا مرا بتراش ای تنم بدستانت
3 در پیکر من سیخ و جگر می روید
4 زپیراهن تنت را گر ربایم
5 مرا « بوسیدنی پیکر » بگویی
6 ترا من سخت بیجا دوست دارم
7 اگر میشد که دود سوختن را گریه میکردم
8 گرصبای عشق در پیراهنم افتاه ای
9 شب چله
10 افسوس که من جدا زخاکت مردم

 » بیشتر بخوانید...
 عزت سرخ
 درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما
 حق با پدر بود
 اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم
 بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
 ای تو چو خورشید و شه خاص من
 ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
 هیچ باشد که رسد آن شکر و پسته من
 اتیناکم اتیناکم فحیونا نحییکم
 در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

گر صبای عشق در پیراهنم افتاه ای
در غزل پیچیدنت را دامن افشانی کنم
یا فرویت میکشم در سینه ی احساس دل
در نفس هایم ترا عطر گریبانی کنم

یا که برخیزم ترا در قامت اندیشه ها
در خیالستان لطف صبح خود بنشینمت
در تراوت زار رنگین تخیل های زن
از نمای رستن تاب و تبم برچینمت

تا ترا گل میکنم در خوشه های آرزو
پنجه ی پندار من گلواژه چینی میکند
کین تو هستی آنکه خیزی از تغزل های دل
عشق زن اینگونه دلبر آفرینی میکند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *