+ - x
 » از همین شاعر
1 جمجمه های پوسیده نیاکان
2 سوگیانه
3 مصیبت هشیاری
4 برادران من
5 شعر بلند اندام تو
6 سایه ساز تیره ی تاریخ
7 تنهایی
8 زندگی
9 کبریت شکسته ء غروب
10 آیینه ها

 » بیشتر بخوانید...
 یک عُمر، گپ مفت ز هر شحنه خریدیم
 غدیر
 یا رشا فدیته من زمن رایته
 اگر اینب و جاهی از فرنگ است
 اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکان
 هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد
 آمد بهار جان ها ای شاخ تر به رقص آ
 ای روی تو رویم را چون روی قمر کرده
 تبسم
 ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کبریت شکسته ء غروب

از نصف النهار زنده گی گذشته ام
و در سراشیب تند هستی من
یک گام
یک گام
یک گام
فرصت لغزیدن نیست
تا کوله باری را که سنگینی زمستان دارد
روی زمین بگذارم
و باکبریت شکسته ء غروب
سیگاری روشن کنم

دلو1382

شهرکابل


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *