+ - x
 » از همین شاعر
1 مرا بخوان
2 روز پایان جهان
3 باور و آرزو
4 وگاهی زندگی پرواز را ماند
5 مرا در سینه فریادیست
6 لحظه های خموش
7 استقامت
8 مادر
9 فریاد سبزه ها
10 زندگی

 » بیشتر بخوانید...
 چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
 بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان ها سم
 سوار نور
 ای خیالت در دل من هر سحور
 می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام
 ای کعبه دری باز به روی دل ما کن
 ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را
 به قدری از تو بیزارم كه این دیوار و در از من
 دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم
 شبانه

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

نیستان آوریدم، حنجرم تنگ است و
- بغضی در گلو دارم

نیستان آوریدم، سینه ام پامال فریادیست
از فریاد پامالان
زپا افتاده گان، درمانده گان، بنشسته گان در خون

نیستان آوریدم
- کاین سکوتم خانمان سوز است و میل گفت و گو دارم

مرا در سینه فریادیست و می دانم
که این فریاد هم در سینۀ این توده پنهان است
و بغضم زادۀ بغض گلوی دردمندان است، می دانم
و آهم نیز

نیستان آوریدم
- کاین صدا را باید، از حلقوم خود افگند
و می باید درفش پاک این فریاد را افراشت
در دیروز، در امروز، در فردا

نیستان آوریدم
- یا که برزیگر،
که تا در کشت فردایم بریزد دانه امید
که تا شوری برافرازد
سکوتم را دراندازد

مرا در سینه فریادیست!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *