+ - x
 » از همین شاعر
1 من و من
2 یک واپسین درود
3 زاد روز سحر
4 فریاد سبزه ها
5 طرح یک خالق زن
6 سرود کوهساران
7 من و یک گوشه تنهایی
8 روز پایان جهان
9 زنده گی عشق من است
10 شام جدایی

 » بیشتر بخوانید...
 شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان
 آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر
 ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری
 آن را که به لطف سر بخاری
 مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند
 عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
 آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست؟
 غمت بهانۀ خوبی برای خودكُشی است
 روزگارت غرق دلتنگی و ناچاری شده
 رویش ندیده پس مکنیدم ملامتی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دست پلید غم ز دل سبز خاطرم
امشب سبد سبد گل شادی به دار بُرد

آری برای من
وقتی که تمامیت لحظه لحظه ام جاریست بودنت
تلخ است گواه مُردن آن یاد ها شدن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *