+ - x
 » از همین شاعر
1 همصدایی
2 لیلی
3 دردنامه
4 تکدرخت شرقی
5 پنجره
6 زمین برفی پاکم پر از جوانه شوم
7 چگونه راه میدهی
8 حیله های رقصان
9 مهمان یاد های توام در دوام شب
10 بهانه

 » بیشتر بخوانید...
 ای که جان ها خاک پایت صورت اندیش آمدی
 یکی از حجرهٔ خلوت برونی
 مگر، ای بهتر از جان! امشب از من بهتری دیدی
 ای آتش خموش شده در میان دود
 سلیمی منذ حلت بالعراق
 ترا با خرقه و عمامه کاری
 در نیمه شب تعطیلی ام
 چارچوب دروازه
 نظاره چه می آیی در حلقه بیداری
 نزدیک توام مرا مبین دور

۱.۵
امتیاز: ۱.۵ | مجموع آراء: ۲

در سینه غمی دارم با نای هم آوازم
در دل المی دارم صد سینه سخن سازم

چشمی به دری حیران، دارد دل سرگردان
ای ساقی بی مستان با مهر تو بنوازم

با درد و الم همدم خو کرده به رنج و غم
با هجر تو هم مونس با سوز تو در سازم

از عشق چو جیحونم از مهر تو افسونم
من لیلی مجنونم با درد تو انبازم

سر میدهم از مستی آوای خوش هستی
تو قهر چو بشکستی صد نغمه بپردازم

از بود تو ایجادم، تا با تو زیم شادم
با مهر تو معتادم ای گرمی آوازم

هرات ۲ جدی ۱۳۵۷


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *