+ - x
 » از همین شاعر
1 زنده گی
2 مهمان یاد های توام در دوام شب
3 تکدرخت شرقی
4 سوگ سرود ۱
5 دیار آخرین
6 حیله های رقصان
7 مادر
8 از آنسوی هستی
9 خلوت شاعرانه ام هوس است
10 ای آتش خموش شده در میان دود

 » بیشتر بخوانید...
 آرزوی رفته
 يک عمر در پی تو دويدم دگر بس است
 بهر هلاک عاشقان جلوۀ يار دم بدم
 لعل لبش داد کنون مر مرا
 شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت
 لا قی الفراش نارا کن هکذا حبیبی
 چند قبا بر قد دل دوختم
 آنسوی اضطراب
 درین وادی چسان آرام باشدکارونها را
 ترا در خویش می بینم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گویای غمم ترانه ام من
مضمون دلم فسانه ام من

بی برگ امید مانده ام وای
خواهان گل و جوانه ام من

بیهودگی آتشم زندعشق!
بشتاب که عاشقانه ام من

عمریست برای زنده بودن
پیوسته پی بهانه ام من

نکهت چو رسد به عشق گوید:
خورشیدم و جاویدانه ام من

۱۹ اسد ۱۳۵۸


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

حسن :

درود بر شما سروده هاتون بسیار زیباست اگر مایل باشید روی ترانه هاتون اهنگ بسازم.سپاس




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *