+ - x
 » از همین شاعر
1 از آنسوی هستی
2 تردید
3 کوچ و غربت
4 زمین برفی پاکم پر از جوانه شوم
5 ابر سیاه جامه
6 سوگ سرود ۲
7 ساقه در بیهوایی
8 دردنامه
9 بیا که بی تو دلم از زمانه میگیرد
10 تکدرخت شرقی

 » بیشتر بخوانید...
 احتفال وضع
 تقدیم به زنی که در آن سوی آّب ها غمگین و تنهاست
 شهرت طلبی چند به هم ساخته اند
 شبانه
 ما آفت جان عاشقانیم
 سرمه سنگین نکند شوخی چشم اورا
 آن را که درون دل عشق و طلبی باشد
 با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق من
 یک ناگهان
 درآمیختن

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

غمی که بر دل تنگم شبانه میریزد
چو آتشیست که در آشیانه میریزد

تو شعر زنده حافظ، تو حرف پاک رهی
زچشم تو عزل عاشقانه میریزد

کنون که مست بهار است هستی ام از تو
به سبزه زار امیدم جوانه میریزد

نجابت از سحر و پاکی از سپیده دمان
صداقت از نگهت مومنانه میریزد

سخن بگو که کلام تو با طراوت و مهر
می نشاط به جام زمانه میریزد

صدای خندهء تو شور دلکشی دارد
چو آبشار که در بیکرانه میریزد

تو ای تداوم "نکهت" سرود عشق بخوان
که از نشاط کلامت ترانه میریزد

کابل ۲۳ حمل ۱۳۵۹


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *