+ - x
 » از همین شاعر
1 شهرزاد
2 تردید
3 زمین نخستین
4 خلوت شاعرانه ام هوس است
5 تکدرخت شرقی
6 در باد چون سنگ
7 بیا که بی تو دلم از زمانه میگیرد
8 چگونه راه میدهی
9 مادر
10 کوچ و غربت

 » بیشتر بخوانید...
 ز میخانه دگربار این چه بویست
 مثل یک تارتنک دور تنم پیچیدی
 جوهر مردی
 یا ساقی الراح خذ و امرلاء به طاسی
 چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
 آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی
 کلاه های سفید و کله های سیاه
 بعالم فتنه از چشم سياهش
 ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدن
 امروز که عصر علم و فرهنگ بود

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

غمی که بر دل تنگم شبانه میریزد
چو آتشیست که در آشیانه میریزد

تو شعر زنده حافظ، تو حرف پاک رهی
زچشم تو عزل عاشقانه میریزد

کنون که مست بهار است هستی ام از تو
به سبزه زار امیدم جوانه میریزد

نجابت از سحر و پاکی از سپیده دمان
صداقت از نگهت مومنانه میریزد

سخن بگو که کلام تو با طراوت و مهر
می نشاط به جام زمانه میریزد

صدای خندهء تو شور دلکشی دارد
چو آبشار که در بیکرانه میریزد

تو ای تداوم "نکهت" سرود عشق بخوان
که از نشاط کلامت ترانه میریزد

کابل ۲۳ حمل ۱۳۵۹


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *