+ - x
 » از همین شاعر
1 مرگ
2 آزادی اندیشه
3 لگد
4 خره شو
5 کله بی سوژه
6 راست و دروغ
7 تیک هی
8 ذهن کوچه گشت
9 فش فش دیگ بخار
10 از خود و بیگانه

 » بیشتر بخوانید...
 در آتش بی همزبانی
 آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
 بار منست او بچه نغزی، خواجه اگرچه همه مغزی
 ز اول بامداد سرمستی
 یک جرعه می کهن ز ملکی نو به
 شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری
 جز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیم
 گفت و گویم با شعر
 خوش بحال ما که ما را این در و دیوار هست
 رازست محرمانه بمغز سخن برس

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


یارب این دوبی ثانی ست ویا منزل ما
کابل! این چیست؟ توای شهر رفیق دل ما
باز سازی شده آبادو چراغان شده ای
نقش دیگرزده بر آب زخاک و گل ما
خبر امنیت کاملت ار نشنیده
مشکل اوست، برادر، نبود مشکل ما
ما به شبنامۀ دولت خبر خوش دیدیم
توبه ها کرده به یکبار دگر قاتل ما
چه مبارک خبری بود به گوشم گفتند
دیده بربند بود مصلحت کامل ما
بوددعواوبه یکباره لحافی گم شد
واشد آن معضله و مسالۀ باطل ما
نشده دوبی ثانی که پشاور نشوی
دور باد این خطر ازجاهل واز فاضل ما


27، سپتامبر، 2003، هامبورگ،


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *