+ - x
 » از همین شاعر
1 ظاهرشاه در حدیث رفتگان
2 تاپ و تیپیک
3 دیوانه یی به کعبه گریبان دریده بود
4 تدبیر مهمانی
5 آشپزخانه
6 علمای عزیز
7 راست و دروغ
8 اگر حامد شود محمود
9 در میان کارتون ها
10 آن سوی خط

 » بیشتر بخوانید...
 من ضرب تیغ ابروی نازت شمرده ام
 زنده گی چهرۀ غمناک و لطیفی دارد
 کو بقاگر نفست گشت مکرر پیدا
 شوی چو واقف راز قدم بدانکه قديمی
 هر شش جهتم ای جان منقوش جمال تو
 حرف ناگفته گفتنی دارد
 گر می فروش حاجت رندان روا کند
 هست به خطه عدم شور و غبار و غارتی
 ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو
 باز امشب ای ستاره تابان نیامدی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


یارب این دوبی ثانی ست ویا منزل ما
کابل! این چیست؟ توای شهر رفیق دل ما
باز سازی شده آبادو چراغان شده ای
نقش دیگرزده بر آب زخاک و گل ما
خبر امنیت کاملت ار نشنیده
مشکل اوست، برادر، نبود مشکل ما
ما به شبنامۀ دولت خبر خوش دیدیم
توبه ها کرده به یکبار دگر قاتل ما
چه مبارک خبری بود به گوشم گفتند
دیده بربند بود مصلحت کامل ما
بوددعواوبه یکباره لحافی گم شد
واشد آن معضله و مسالۀ باطل ما
نشده دوبی ثانی که پشاور نشوی
دور باد این خطر ازجاهل واز فاضل ما


27، سپتامبر، 2003، هامبورگ،


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *