+ - x
 » از همین شاعر
1 اندر مذمت انواع آزادی
2 برای معشوقه پیر
3 خرم آنروز
4 فش فش دیگ بخار
5 دو حکمت از ملا محمد عمر
6 آقا و عقل
7 پلان ها و فلان ها
8 اگر این مکتب است و این ملا
9 تلک
10 از کابل تا دوبی

 » بیشتر بخوانید...
 باز درآمد ز راه بیخود و سرمست دوش
 موسیچه از ضیافت باران گریخته
 موعظه
 ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
 نگاری را که می جویم به جانش
 منم غريب و ز من سيم و زر نمی ماند
 بدرد مُرده کفن را، بسر گور بر آید
 بی دولت عشق زندگانی نفسی ست
 ترا من انتظارم
 عقل گوید که من او را به زبان بفریبم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

للوللوپسرم دوربازسازی شد
سگ سیاه که ولگرد بودتازی شد
زبان که یک تنه تعمیر مملکت می کرد
چوکاررودۀ ما کاراودرازی شد
چه پول ها ست که چون راز سربه مهر شده
چه رازها که به دنبال فخررازی شد
به شوکران قناعت بگو که دالر را
هرآنکسی که گلو پاره کرد غازی شد
زدوست کوشش و ازما بلی و در عجبم
نه حرف ما ونه تنبان او نمازی شد
دراین زمان که همه می دهندمان در حرف
چه فایده، همه اش دادن مجازی شد
سفیرحادثۀ غیب! می رسی یانه؟
که بیخ ریش همه جشن نیزه بازی شد
خرازطویله مران، ای برادر عاقل
وزیر خارجۀ بهتران خرازی شد

کاکه تیغون


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *