+ - x
 » از همین شاعر
1 چلو
2 کی با ما؟
3 آسیای نوبتی
4 علمای عزیز
5 در مدح بزرگان زمانه
6 لگد
7 تیک هی
8 کله بی سوژه
9 نرخ زن
10 از اضغاث احلام یک ملاّ

 » بیشتر بخوانید...
 سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
 آه دریا دریا!
 دوست همان به که بلاکش بود
 تو جان و جهانی کریما مرا
 سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود
 پس از مدتی اندوهیدن
 بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد
 مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم
 گه چرخ زنان همچون فلکم
 ای یار شگرف در همه کار

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

للوللوپسرم دوربازسازی شد
سگ سیاه که ولگرد بودتازی شد
زبان که یک تنه تعمیر مملکت می کرد
چوکاررودۀ ما کاراودرازی شد
چه پول ها ست که چون راز سربه مهر شده
چه رازها که به دنبال فخررازی شد
به شوکران قناعت بگو که دالر را
هرآنکسی که گلو پاره کرد غازی شد
زدوست کوشش و ازما بلی و در عجبم
نه حرف ما ونه تنبان او نمازی شد
دراین زمان که همه می دهندمان در حرف
چه فایده، همه اش دادن مجازی شد
سفیرحادثۀ غیب! می رسی یانه؟
که بیخ ریش همه جشن نیزه بازی شد
خرازطویله مران، ای برادر عاقل
وزیر خارجۀ بهتران خرازی شد

کاکه تیغون


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *