+ - x
 » از همین شاعر
1 دعوای قانونی
2 بکس قدیمی
3 دوران انتقالی
4 آزادی اندیشه
5 از آدم تا بوزینه
6 درجه تحصیل در کابینۀ کرزی
7 کنفرانس لندن
8 زبان درازی
9 علمای عزیز
10 علت مرگ و زندگی

 » بیشتر بخوانید...
 رونق عهد شباب است دگر بستان را
 آن به که مرا تمکین نکنی
 اگر نه عاشق اویم چه می پویم به کوی او
 گنگ بودی و کس نمی فهمید آن طرف های شور و حال ترا
 کهن پروردهء این خاکدانم
 ای صورت روحانی امروز چه آوردی
 ای که جان ها خاک پایت صورت اندیش آمدی
 محاق
 اندک اندک راه زد سیم و زرش
 شاعر، غزل بگو، که غزل خوان هنوز هست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

للوللوپسرم دوربازسازی شد
سگ سیاه که ولگرد بودتازی شد
زبان که یک تنه تعمیر مملکت می کرد
چوکاررودۀ ما کاراودرازی شد
چه پول ها ست که چون راز سربه مهر شده
چه رازها که به دنبال فخررازی شد
به شوکران قناعت بگو که دالر را
هرآنکسی که گلو پاره کرد غازی شد
زدوست کوشش و ازما بلی و در عجبم
نه حرف ما ونه تنبان او نمازی شد
دراین زمان که همه می دهندمان در حرف
چه فایده، همه اش دادن مجازی شد
سفیرحادثۀ غیب! می رسی یانه؟
که بیخ ریش همه جشن نیزه بازی شد
خرازطویله مران، ای برادر عاقل
وزیر خارجۀ بهتران خرازی شد

کاکه تیغون


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *