+ - x
 » از همین شاعر
1 دعوای قانونی
2 راست و دروغ
3 اصلاً چرا؟
4 مادر سلام
5 در مدح بزرگان زمانه
6 زن زدن
7 سبک انتحاری
8 تیک هی
9 آقا و عقل
10 عمر خبیث

 » بیشتر بخوانید...
 من و تو کشت یزدان ، حاصل است این
 بیار باده که دیر است در خمار توام
 برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
 باد گاهی قدمش را به تماشا می برد
 فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری
 ايدل برو کنار شو آن دلبر آمده
 به چشم کرده ام ابروی ماه سیمایی
 سبت سلمی بصدغیها فؤادی
 فریب رهزن دیو و پری تو چون نخوری
 دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کاکه تیغون گفت حالت یک کمی باریک هی
گفت آن پاگل پسراما که سب کچهه تهیک هی

قایداعظم کلاه پوست داردزنده باد
رهبر ما گر چه مفلس هست لیکن شیک هی
تونلی از الفت دیرینه رفته آن طرف
مثل دالان فلانی پر نم وتاریک هی
اندکی دوری برای دوستی خوب است خوب
سرحدآزاداست دوری هم کمی نزدیک هی
آمدی دامن کشان تنها نیا ای نا جوان
خانمت را هم بیاورنوبت پک نیک هی
ناکجایت گرنمی خارد چراپس تاهنوز
شش جهت در انتظاردعوت ششلیک هی
مانده غایب مهدی آخرزمان ازدست تو
وضع مغشوش است وحالت هم دراماتیک هی
خلق خالق تنگ کردی در رقابت چونکه خود
خالق حزبی و تنظیمی و هم تحریک هی
هم نری و هم غری و هم جهاد خیبری
یک کمی کارت گمانم ناقص التکتیک هی
این چه تیزاب است یا آب است یا جنس مذاب
کنترولی ناکجایت را بفرما لیک هی
می پزی دال و چپاتی را به نیروی اتم
موتر اقبال چالان می شود تبریک هی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *