+ - x
 » از همین شاعر
1 آسیای نوبتی
2 استخاره های انتخاباتی
3 گلا به روی تو
4 دیدار در کوه قاف
5 دو حکمت از ملا محمد عمر
6 خواب رندانه
7 طالبان
8 هیچ و پیچ
9 راپورهای واصله امپورت می شود
10 حسن تعبیر

 » بیشتر بخوانید...
 هر که را اسرار عشق اظهار شد
 بر پشت من از زمانه تو میاید
 من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشان
 از پگه ای یار زان عقار سمایی
 چیست با عشق آشنا بودن
 هیچ و پیچ
 کاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنم
 ای آنک تو خواب ما ببستی
 آتش پریر گفت نهانی به گوش دود
 خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپایی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کاکه تیغون گفت حالت یک کمی باریک هی
گفت آن پاگل پسراما که سب کچهه تهیک هی

قایداعظم کلاه پوست داردزنده باد
رهبر ما گر چه مفلس هست لیکن شیک هی
تونلی از الفت دیرینه رفته آن طرف
مثل دالان فلانی پر نم وتاریک هی
اندکی دوری برای دوستی خوب است خوب
سرحدآزاداست دوری هم کمی نزدیک هی
آمدی دامن کشان تنها نیا ای نا جوان
خانمت را هم بیاورنوبت پک نیک هی
ناکجایت گرنمی خارد چراپس تاهنوز
شش جهت در انتظاردعوت ششلیک هی
مانده غایب مهدی آخرزمان ازدست تو
وضع مغشوش است وحالت هم دراماتیک هی
خلق خالق تنگ کردی در رقابت چونکه خود
خالق حزبی و تنظیمی و هم تحریک هی
هم نری و هم غری و هم جهاد خیبری
یک کمی کارت گمانم ناقص التکتیک هی
این چه تیزاب است یا آب است یا جنس مذاب
کنترولی ناکجایت را بفرما لیک هی
می پزی دال و چپاتی را به نیروی اتم
موتر اقبال چالان می شود تبریک هی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *