+ - x
 » از همین شاعر
1 کرامات دموکراتیک یک شیخ
2 درجه تحصیل در کابینۀ کرزی
3 مرگ
4 طالبان
5 یکی که تازه مسلمان شد
6 حضرت بوش
7 ماجرای این و آن
8 نقد مدرن
9 زبان درازی
10 آزادی بیان

 » بیشتر بخوانید...
 راگ وسواس
 پدرم
 امروز روز شادی و امسال سال لاغ
 گر جان عاشق دم زند، آتش درین عالم زند
 بنشسته به گوشه ای دو سه مست ترانه گو
 بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری
 اثر دور است ازین یاران حقوق آشنایی را
 امشب، هرشب
 ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
 ترش ترش بنشستی بهانه دربستی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


قلم گفتا به بوش، آیا به کرزی می دهی یا نه؟
از آن چیزی که از هر جیب تو افتاده صد دانه
مدالک، یا نشانک یا فلانک، هرچه پیش آمد
بده! حتما ً دعایت می کند، این مرد ِمردانه
چه آبادی، چه آزادی، چه داد آورده این مردک
فقط با چشمک و انگولک واطوار رندانه
جهانبانی اگر دانی، سخندانی نمی دانی
نهفته در سخن هایش دو سه صد تا شفاخانه
حریفان جمله پَس پَس رفته اند از زور تدبیرش
اگر مرد است بن لادن، برون آید زپَسخانه
چو مردان ِ خدا، نیکی نماید، لیک پنهانی
چنان چون شمس تبریزی، که نیکوبود دزدانه
کُله دارد، چپن دارد، مدالی هم به دستش ده
که باد آورده را بر باد باید کرد، شاهانه

15 مارچ 2007، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *