+ - x
 » از همین شاعر
1 طالبان
2 پلان ها و فلان ها
3 حضرت بوش
4 علاج چشم عمر
5 نرخ زن
6 عقلنامه
7 سبک انتحاری
8 خواب رندانه
9 از کابل تا دوبی
10 برداشت ما از سیاست

 » بیشتر بخوانید...
 کافرم گر مخمل و سنجاب می باید مرا
 عشق تو مست و کف زنانم کرد
 سینه ی کنده کنده یی دارم
 کوچه ی معشوق
 الا ای جان قدس آخر به سوی من نمی آیی
 سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه گری
 الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاق
 از چشم پرخمارت دل را قرار ماند
 چه شیطانی خرامش واژگونی
 ای ناطق الهی و ای دیده حقایق

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


قلم گفتا به بوش، آیا به کرزی می دهی یا نه؟
از آن چیزی که از هر جیب تو افتاده صد دانه
مدالک، یا نشانک یا فلانک، هرچه پیش آمد
بده! حتما ً دعایت می کند، این مرد ِمردانه
چه آبادی، چه آزادی، چه داد آورده این مردک
فقط با چشمک و انگولک واطوار رندانه
جهانبانی اگر دانی، سخندانی نمی دانی
نهفته در سخن هایش دو سه صد تا شفاخانه
حریفان جمله پَس پَس رفته اند از زور تدبیرش
اگر مرد است بن لادن، برون آید زپَسخانه
چو مردان ِ خدا، نیکی نماید، لیک پنهانی
چنان چون شمس تبریزی، که نیکوبود دزدانه
کُله دارد، چپن دارد، مدالی هم به دستش ده
که باد آورده را بر باد باید کرد، شاهانه

15 مارچ 2007، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *