+ - x
 » از همین شاعر
1 دعوای قانونی
2 تیک هی
3 بکس قدیمی
4 تلک
5 دوران انتقالی
6 تاپ و تیپیک
7 خواب رندانه
8 دوتا نگاه
9 فلتر کن و فلتر کن
10 از خود و بیگانه

 » بیشتر بخوانید...
 من ز گوش او بدزدم حلقه یی دیگر نهان
 فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
 ای دوستان برای خدا ياد ما کنيد
 امروز شهر ما را صد رونقست و جانست
 برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد
 خیابان
 ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
 عقبه ای دیگر نباشد روح از تن رسته را
 همت کن
 مثال باز رنجورم زمین بر من ز بیماری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


قلم گفتا به بوش، آیا به کرزی می دهی یا نه؟
از آن چیزی که از هر جیب تو افتاده صد دانه
مدالک، یا نشانک یا فلانک، هرچه پیش آمد
بده! حتما ً دعایت می کند، این مرد ِمردانه
چه آبادی، چه آزادی، چه داد آورده این مردک
فقط با چشمک و انگولک واطوار رندانه
جهانبانی اگر دانی، سخندانی نمی دانی
نهفته در سخن هایش دو سه صد تا شفاخانه
حریفان جمله پَس پَس رفته اند از زور تدبیرش
اگر مرد است بن لادن، برون آید زپَسخانه
چو مردان ِ خدا، نیکی نماید، لیک پنهانی
چنان چون شمس تبریزی، که نیکوبود دزدانه
کُله دارد، چپن دارد، مدالی هم به دستش ده
که باد آورده را بر باد باید کرد، شاهانه

15 مارچ 2007، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *