+ - x
 » از همین شاعر
1 شوق غزل جوشی
2 قند و قروت
3 کنفرانس لندن
4 برداشت ما از سیاست
5 خرم آنروز
6 دلهای گریخته
7 از اضغاث احلام یک ملاّ
8 علاج چشم عمر
9 تشناب سالاری
10 بازسازی

 » بیشتر بخوانید...
 ای ستاره ها
 تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی
 خیز صبوحی کن و درده صلا
 عشق من عاشقم باش
 حکایت
 باران زد و به خاطر باران دلم گرفت
 برفت یار من و یادگار ماند مرا
 چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی
 بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

با دست خودم این من ِ الدنگ شکستم
تصویر تماشای ترا، دَنگ، شکستم
دیشب، شب آدینه نبودی که سرم را
با کاسۀ اندوه تو دلتنگ شکستم
تلفون دلم بسکه شرنگس زد و زنگید
هم گوشک و هم تکمه و هم زنگ شکستم
دیشب شب آدینه غزل گفتم و خواندم
سی دی غزل های " سرآهنگ " شکستم
اندام بلورین حقوق ِ بشری را
در جنگ تو با حیله به هر رنگ شکستم
خندیدن خوشرنگ تو دیشب به سرم زد
لاحول نمودم سر ِ بدرنگ شکستم
آیینه که می گفت : منم ؛ با دل سنگم
بر گردۀ آیینه زدم سنگ شکستم
دیشب شب آدینه و بر سفرۀ خالی
از ترس ِ پلو خوردن بی ننگ شکستم
من مرتکب این غزلک گشتم و امروز
خواندم که به دل چنگ نزد، چنگ شکستم

دسامبر 2006، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *