+ - x
 » از همین شاعر
1 آقا و عقل
2 دعوای قانونی
3 دموکراسی
4 دیشب
5 آسیای نوبتی
6 کنفرانس لندن
7 نرخ زن
8 آزادی بیان
9 دیوانه یی به کعبه گریبان دریده بود
10 اندر مذمت انواع آزادی

 » بیشتر بخوانید...
 شب های سپهر ما
 مادر
 ای آمده از عالم روحانی تفت
 پسری که بر سر او دوهزار سر شکسته
 ای جان و جهان چه می گریزی
 ياد دورانی که از يادی دلم بيتاب بود
 مهمان یاد های توام در دوام شب
 چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدی
 بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد
 حسنی است بررخش رقم مشک ناب را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

هرچند سبک دنیا گشته است انتحاری
بیچاره بوش غرق ِ، صبراست و بردباری
این گشته انقلابی، آن گشته انفلاقی
تا عقل ارتجاعی، یکباره شد فراری
باید که بم گذاری، با صد رقم گذاری
تا لااقل نمایی یک کار ابتکاری
من نیز ذهن خودرا کم کم عوض نمایم
باید به کلهّ آرم افکار تارو ماری
***
باری زدم به دُمبش، او زد به زیر نافم
تیر است ساعت من با ضربه های کاری
بوشانه بیخ گوشم گفتا که من به هوشم
در جیب خویش دیدم یک نوت صدهزاری
گفتم چه کار داری؟ زیرا که کُخ نداری
این فتنه هاست گفتا زیر سر مَداری
جان با نزن! مزن! زن! گفتن برآمد از تن
او در زدن زدن من، مصروف مرده داری
خود چون دیموکرات است آخر به عقل آید
لازم بود دراین ره، صد گونه جان سپاری
دراین زدن زدن ها، یک حکمتی ست امّا
تیغون! تو بی سوادی، کزآن خبر نداری

اکتوبر 2006، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *