+ - x
 » از همین شاعر
1 دالان عجیب
2 دیدار در کوه قاف
3 بکس قدیمی
4 حضرت بوش
5 آزادی بیان
6 آزادی اندیشه
7 خرم آنروز
8 تاپ و تیپیک
9 پلان ها و فلان ها
10 کنفرانس لندن

 » بیشتر بخوانید...
 چهاربیتی ها (بخش چهارم)
 ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
 نیشکر باید که بندد پیش آن لب ها کمر
 مست ها دروغ نمی گویند
 مآل کار نقصانهاست هر صاحب کمالی را
 عشق جز دولت و عنایت نیست
 مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی
 اگر یک شب خودت را جای این مهتاب بگذاری
 آنکه چون ابر خواند کف ترا
 ای درآورده جهانی را ز پای

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


خرم آن روز کز این منزل ویران برود

اشک از دیدۀ ما لوله و لوپان برود *

از پی بدرقه در شهر هیاهو افتد

وای، گودبای کنان خسرو خوبان برود

کارها کرده فراوان، همه اش کارستان

لازم آن است که امروز فراوان برود

پیش سعدی به گلستان نرود جا تنگ است

جای دارد که به انگلند و به آلمان برود

پارلمان جای عجیبی ست به آنجا چه کند

مشکل جای اگر نیست به جاپان برود

بهر یک ضایعه یک لایحه تصویب شود

وقت آن است که کیک از تن و تنبان برود

راه، کژراهه شود، مصلحت آواره شود

خرم آن روز که از راه و خیابان برود



* لوله ولوپان ( لُ لَ لُ ): سرگردان و پریشان



15 فبروری 2008، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *