+ - x
 » از همین شاعر
1 آزادی بیان
2 برداشت ما از سیاست
3 در مدح بزرگان زمانه
4 علت مرگ و زندگی
5 تیک هی
6 شوق غزل جوشی
7 حضرت بوش
8 مرگ
9 فش فش دیگ بخار
10 غزل بی ناموس

 » بیشتر بخوانید...
 ای دل چه اندیشیدۀ در عذر آن تقصیر ها؟
 ساقی ار باده از این دست به جام اندازد
 کمند جذبه ز چاه تحيرم بدر آور
 رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی
 ای عشق پرده در که تو در زیر چادری
 در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی
 دیریست ترا ای گل خودروی ندیدم
 عشق باطله
 زمانه فتنه هاورد و بگذشت
 کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


خرم آن روز کز این منزل ویران برود

اشک از دیدۀ ما لوله و لوپان برود *

از پی بدرقه در شهر هیاهو افتد

وای، گودبای کنان خسرو خوبان برود

کارها کرده فراوان، همه اش کارستان

لازم آن است که امروز فراوان برود

پیش سعدی به گلستان نرود جا تنگ است

جای دارد که به انگلند و به آلمان برود

پارلمان جای عجیبی ست به آنجا چه کند

مشکل جای اگر نیست به جاپان برود

بهر یک ضایعه یک لایحه تصویب شود

وقت آن است که کیک از تن و تنبان برود

راه، کژراهه شود، مصلحت آواره شود

خرم آن روز که از راه و خیابان برود



* لوله ولوپان ( لُ لَ لُ ): سرگردان و پریشان



15 فبروری 2008، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *