+ - x
 » از همین شاعر
1 هیچ و پیچ
2 کلاه های سفید و کله های سیاه
3 عمر خبیث
4 فش فش دیگ بخار
5 دیدار در کوه قاف
6 اصلاً چرا؟
7 علت مرگ و زندگی
8 درجه تحصیل در کابینۀ کرزی
9 آن روز دور نیست
10 مدت وزارت در کابینۀ کرزی

 » بیشتر بخوانید...
 چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها
 سری نبود به وحشت ز بزم جستن ما را
 شهر پر شد لولیان عقل دزد
 دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال
 بیا مرا بتراش ای تنم بدستانت
 جفا از سر گرفتی یاد می دار
 دموکراسی
 اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکان
 در خانه نشسته بت عیار کی دارد؟
 الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


خرم آن روز کز این منزل ویران برود

اشک از دیدۀ ما لوله و لوپان برود *

از پی بدرقه در شهر هیاهو افتد

وای، گودبای کنان خسرو خوبان برود

کارها کرده فراوان، همه اش کارستان

لازم آن است که امروز فراوان برود

پیش سعدی به گلستان نرود جا تنگ است

جای دارد که به انگلند و به آلمان برود

پارلمان جای عجیبی ست به آنجا چه کند

مشکل جای اگر نیست به جاپان برود

بهر یک ضایعه یک لایحه تصویب شود

وقت آن است که کیک از تن و تنبان برود

راه، کژراهه شود، مصلحت آواره شود

خرم آن روز که از راه و خیابان برود



* لوله ولوپان ( لُ لَ لُ ): سرگردان و پریشان



15 فبروری 2008، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *