+ - x
 » از همین شاعر
1 علت مرگ و زندگی
2 مرگ
3 عمر خبیث
4 در میان کارتون ها
5 ذهن کوچه گشت
6 غزل بی ناموس
7 تدبیر مهمانی
8 دلهای گریخته
9 کنفرانس لندن
10 کی با ما؟

 » بیشتر بخوانید...
 برخیز و مخور غم جهان گذران
 ای ساقیی که آن می احمر گرفته ای
 از رنج کشیدن آدمی حر گردد
 سیگار
 هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب
 بشر تا از مقام خود فتاد است
 بدرد مُرده کفن را، بسر گور بر آید
 اشک عاشق دان تو چون منصور مژگانست دار
 در این سرما سر ما داری امروز
 تو کمترخواره ای هشیار می رو

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


هرچه را دیدی، ندیدی، زود غارت کردنا
منتظرباید؟ نباید! بر اشارت کردنا
عمر چندان اعتباری نیست، فرصت می رود
یک جسارت، باطهارت بی طهارت کردنا
زودشو گوساله آخر گاو خواهد شد، مگو
با دموکراسی نمی سازد امارت کردنا
کم کمک باید بزرگی پیشه سازی، بهتراست
کارهای آنچنانی در صغارت کردنا
در تخصص پیرو خوبان خارج دیده باش
کارها بر طرز رندان، بامهارت کردنا
خواهش خوبان خارج دیده می باشد یکی
یا ریاست یا سفارت یا وزارت کردنا
از مزاحم دورشو،بگذراز او بگذار، زار
مستشاران را به کار استشارت کردنا
حکمتی گویم ترا بنویس و در جیبت گذار
کردنی ها هرچه می کردی، تجارت کردنا
سعدیا پُف کن به گوش کاکه تیغون این سخن
از شکاف طنز بر عالم نظارت کردنا

جنوری 2008، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *