+ - x
 » از همین شاعر
1 راست و دروغ
2 آزادی اندیشه
3 بازسازی
4 درجه تحصیل در کابینۀ کرزی
5 دیدار در کوه قاف
6 آزادی بیان
7 تدبیر مهمانی
8 کرامات دموکراتیک یک شیخ
9 برداشت ما از سیاست
10 گلا به روی تو

 » بیشتر بخوانید...
 من از عالم تو را تنها گزینم
 یا ساقی اسقنی براح
 نومید مشو جانا کاومید پدید آمد
 دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
 همی بینم ساقی را که گرد جام می گردد
 گل سرخ و گل زرد
 زندگی ارزد به تن
 ای دل صافی دم ثابت قدم
 ای که تو از عالم ما می روی
 اشارتی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

بود" سلمان خان" به یک راهی روان
دید در یک گوشه "حاجی کامران"
گفت: آیا فلم هندی دیده ای؟
گفت: نه! گفتا : عجب نادیده ای
فلم هندی در عذوبت شکراست
دخترانش از همه شیرین تراست
فلم هندی آیتی از لطف حق
از ارسطو تا پرستو را سبق
فلم هندی کش شود تا کهکشان
افتخار این جهان و آن جهان
فلم هندی نصف ایمان شماست
بند پوپک دار تنبان شماست
بود غزنی مأمن آبای ما
هند شد بعداً و لیکن جای ما
این همه آثار خوب معنوی
هین نپنداری که باشد غزنوی
فلم افغانی چو زهر قاتل است
مثل خشت خام و حرف باطل است
حاجی اندیشید: کاین کاکا چه گفت؟
او نگوید پس که گوید حرف مفت؟
این گز این میدان، بگفتا، یاد باد
تابه لندن دست تان آزاد باد
من شیرین گل نی که، شیرآغاستم
در جهان سینما یکتاستم
هند ما را کعبۀ آمال بود
فلم افغانی ازآن پامال بود
گرچه کار سینما کار نواست
اختراعش از امیر خسرواست
فلم افغانی زهندی نیست کم
بهتر ازنفت عرب، لاف عجم
سینمای ما جهانی می شود
از برایش خردوانی می شود

بین هردوبحص و فحص و گفتگو
می برآمد از خمیر هردومو
زندگی بی سینما بی کیف شد
فلم افغانی چو هندی حیف شد
درجهانش یک دگرگونی نشد
انقلاب کاکه تیغونی نشد
سینما ای سینما ای سینما
دربدرگردیده ای از دست ما

2001، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *