+ - x
 » از همین شاعر
1 نقد مدرن
2 کنفرانس لندن
3 آن روز دور نیست
4 استخاره های انتخاباتی
5 اگر این مکتب است و این ملا
6 آقا و عقل
7 راپورهای واصله امپورت می شود
8 لگد
9 درجه تحصیل در کابینۀ کرزی
10 مادر سلام

 » بیشتر بخوانید...
 سحرم دولت بیدار به بالین آمد
 تنورت گرم تا ماند؛ بسوزانم بسوزانم!
 خوش بود گر کاهلی یک سو نهی
 تو جان مایی، ماه سمایی
 منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادم
 کندو
 من و یک گوشه تنهایی
 دی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرم
 مقدر است که تا روح در بدن باشد
 فریاد ز یار خشم کرده

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


چلو چلو گل سرخ است تا مزار چلو
پیاده می روی، خیر است یا سوار، چلو
به میلۀ گل سرخ مزار می ارزد
یکی دوبار نه بلکه هزار بار چلو
زراه دور اگر خسته می شدی، بشنو
یگان یگان کست مست خنده دار، چلو
به ره اگر کمکی خاک و خاکباد شود
فرو برش که بود خاک پای یار، چلو
مزار خربوزه بازار کشورت باشد
بخور که قندو نبات است و آبدار، چلو
انار دیدم و طالب شدم یکی گفتا
اگر که طالب آنی به قندهار چلو
به قندهار که رفتم یکی به گوشم گفت
درون دل شده چون دانۀ انار، چلو
برو به شهر دگر، پشت ما چه می گردی؟
نمان چه می کنی اینجا به انتظار، چلو
شدم به کابل و از عشقری بپرسیدم
که چیست واقعه، گفتا که زهر مار، چلو
چه میلۀ گل سرخ و انار می طلبی
ندیده ای؟ همه جا گشته لاله زار، چلو
چلو که شهر به شهر است میلۀ گل سرخ
دلم به مثل چلوصاف، غار غار، چلو
زمانه سرخ و زمین سرخ و آسمان سرخ است
چلو چلو که چه سرخ است روزگار، چلو


اول جون، 2003 ، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *