+ - x
 » از همین شاعر
1 خواب رندانه
2 راست و دروغ
3 از آدم تا بوزینه
4 کی با ما؟
5 راپورهای واصله امپورت می شود
6 ظاهرشاه در حدیث رفتگان
7 دلهای گریخته
8 علمای عزیز
9 مرگ
10 سینما

 » بیشتر بخوانید...
 هم ایثار کردی هم ایثار گفتی
 فریاد می زنم كه ای آدم ها! در نطفه بسته اند دهانم را
 امروز شهر ما را صد رونقست و جانست
 مندیش از آن بت مسیحایی
 تو چشم شیخ را دیدن میاموز
 كنار آمده ام با تمام غم هایم
 ای چنگیان غیبی از راه خوش نوایی
  شیرین هوس
 بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن
 العشق یقول لی تزین

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گلا به روی تو ای مرد! نرخ ما چند است؟

گمان من که جواب تو صرف،چُس خند است؟

چنان تو غرق غروری که گاه می ترسم

به جیب تو نکند نامۀ خداوند است؟!

ویا که لایق پاسخ نیم چو می دانی

شبانه باز که تنبان یار بی بند است

ویا سوأل مرا ناشنیده می گیری

چنین تجاهل مردانه باب اسپند است

فقط دمی که سماوار سکس می جوشد

ضعیفه ات هم قنّاد وقند ِ در قند است

به وقت قتقتک ِ زیرناف، زیر لحاف

رییس شرکت تولید نسل و فرزند است

پس از خموشی زیر لحاف : فاژۀ سکس

فرار کرده زلبهات هرچه لبخند است

بگو جواب سوألم که نرخ ما چند است؟

دلم به خنجری بگشا، زبان من بند است


3 دسامبر 2004، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *