+ - x
 » از همین شاعر
1 دلهای گریخته
2 از آدم تا بوزینه
3 تاپ و تیپیک
4 اندر مذمت انواع آزادی
5 طرز خوبان
6 زبان درازی
7 اصلاً چرا؟
8 دوران انتقالی
9 علاج چشم عمر
10 کرامات دموکراتیک یک شیخ

 » بیشتر بخوانید...
 مگر تو یوسفان را دلستانی
 اسرار خداوند است، نجيدنش آسان نيست
 منگنه
 مستی سلامت می کند پنهان پیامت می کند
 اگر روپوش ادراکت بر افتد از جمال او
 دستی که گاه خنده بآن خال می بری
 ماجرای این و آن
 سبکتری تو از آن دم که می رسد ز صبا
 از آن جام که شکست...
 می گزید او آستین را شرمگین در آمدن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


گفت آن یک وزیر، کرزی را
کزکف دست من ببین فالم

باشد آیا دوام چوکی من
لااقل چون دوام انزالم؟

گفت کرزی که :" فال تو فال است
بخت وطالع ولی به مثقال است

لاجرم، لاجواب، لاادری
ای مجال اندکی وبی قدری"

بعد با یک سکوت شاهانه
سوی بیت الخلا نظرافگند

خنده یی کرد مثل چیغ بنفش
زیرلب گفت :" این چه بی ادبی ست؟

عمر برق است و عقل سیمرغ است
عاقلان در پی نقط نروند"

باز خارید پشت گردن را
صاف کردا گلو که یعنی جرت!

24 اپریل 2005، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *