+ - x
 » از همین شاعر
1 طالبان
2 برداشت ما از سیاست
3 تدبیر مهمانی
4 از کابل تا دوبی
5 زن زدن
6 راپورهای واصله امپورت می شود
7 نقد مدرن
8 بازسازی
9 سینما
10 دیوانه یی به کعبه گریبان دریده بود

 » بیشتر بخوانید...
 باغ ترانه های سمن، گوش گیرمت
 چه قومی در گذشت از گفتگوها
 آه کان طوطی دل بی شکرستان چه کند
 یک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستی
 این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست
 مارا به هم که دوخته؟ مارا جدا کنید
 هیج نومی و نفی ریح علی الغور هفا
 اسیر
 مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار
 جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱



"غلط نمی شنوی، راست بی فروغ شد ه "

" گمان من دلکت یک کمی دروغ شده
چرا دروغ؟ مگر راست قحط گردیده؟ "

"نخیر، نی، مگرم چون مگس به دوغ شده"

"چه حرف ها و چه گپ ها، چه آمده کامروز
گل زبان تو آتش شده و قوغ شده؟ "

" بلی، ولی تو خودت عادلی قضاوت کن
ببین تمیز چه سان گاو زیر یوغ شده
چه روزگار بدی، قاضیانه باید گفت
کلاه هرچه دروغ است مثل توغ شده "

" عجب صلا زده ای، من نه قاضی ام نه خرم
که حرف مفت کسی را به پول خود بخرم "

" قسم به آنچه که حرف مرا به آن نخری
خری، خری، نخری، سخت و پخته کوروکری "

" نه کورم و نه کرم نی ذلیل چشمانا
که فرق حضرت بوش از دو بیضه نتوانا
به مود روز بیاندیش ای دگر اندیش
به کام دل برسی عادلانه از پس و پیش "

" حریف مصلحت اندیش، مرد امروزی
کلاه تازه برای دروغ می دوزی "

*****
زمان حضرت بوش است، یاوه کس نشنفت
دگر دروغ نمانده ست، راست باید گفت

دسامبر، 2005، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *