+ - x
 » از همین شاعر
1 نقد مدرن
2 برای معشوقه پیر
3 لگد
4 طرز خوبان
5 خواب رندانه
6 دلهای گریخته
7 آن سوی خط
8 دوتا نگاه
9 زن زدن
10 در مدح بزرگان زمانه

 » بیشتر بخوانید...
 ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی
 ای زده مطرب غمت در دل ما ترانه ای
 به شکرخنده بتا نرخ شکر می شکنی
 چو رخت خویش بر بستم ازین خاک
 کم کمکی
 شاعر
 جان از سفر دراز آمد
 نشانت کی جوید که تو بی نشانی
 هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته
 هر سبزه که برکنار جوئی رسته است

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


نگاهی سوی ما جانا، ازآن آفاق الماسی
الایاایهاالساقی، دموکراسی، دموکراسی

چه حکمت هست تدبیر ترا ای شیخ مردافگن
که جز اکواریوم درهرکجا ممنوع ست غواصی

به این ملت بگو : مردم! مرو در راۀ ابریشم
کسی دیده که از فرمان آدم کس شود عاصی؟!

گپ از عقل است و جمهوری، تواما سخت مجبوری
که از آن پشت کوه ها می فرستی ایشیک آقاسی

دوسه سال از خضرهم بیشتر! ای عاقبت محمود
نفهمیدم دموکراسی، گهی هم بوده میراثی

الا ای شوخ، فتبال جهانبانی ست، جادو کن
یکی شوتی، دوتا گولی، دراین میدان بی پاسی

خمیر ِ انتخابم مو ندارد، پس چه می پالی؟
من از آغاز می مویم، بفرما این هم این تاسی

اشارت می کنی سوی بزرگان، کاکه تیغونا
توبا کفش پلاستیکی و با تنبان کرباسی

19 جون2009، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *