+ - x
 » از همین شاعر
1 برای معشوقه پیر
2 علاج چشم عمر
3 کنفرانس لندن
4 چلو
5 دستگیری پدرانه یا مردسالاری تجربی
6 آن روز دور نیست
7 گلا به روی تو
8 عمر خبیث
9 چادری
10 استخاره های انتخاباتی

 » بیشتر بخوانید...
 برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن
 تا که درآمد به باغ چهره گلنار تو
 مرا بگرفت روحانی نگاری
 آن­روز به ­من دیدی و خالی شده بودم
 جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست
 اگر به پای تو بستند زنگ، رقصیدی
 چه خوش بی کيف و صوت او اياز هو باشد
 بت من به طعنه گوید چه میان ره فتادی
 در گلشن زندگی به جز خار نبود
 خم دل جوش زند جام جبين ساغر من

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


به انتخاب تو گفتم که استخاره کنم
اشاره شد که به سوی تو من اشاره کنم

اجابت از من و امر از خدا، نشد که دگر
رقیب و رخصت ِ انگولکش نظاره کنم

خلاف امر الهی، قلمزنان فضول
ورق ورق که نویسند پاره پاره کنم

کسی که تلفن غیبی نداشت، مرگش باد
زبان ندانی ِ اموات را چه چاره کنم؟

به کارخلق دگر رغبتی نمانده مرا
خوشم که در عوضش کار ماهواره کنم

به سرنیآمده دوران علم، پس من هم
کمی زفضل غریب خود آشکاره کنم

27 جون 2009، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *