+ - x
 » از همین شاعر
1 حضرت بوش
2 راست و دروغ
3 اگر این مکتب است و این ملا
4 مادر سلام
5 در میان کارتون ها
6 زن زدن
7 عقلنامه
8 سبک انتحاری
9 دیوانه یی به کعبه گریبان دریده بود
10 کی با ما؟

 » بیشتر بخوانید...
 دل دریا سکون بیگانه از تست
 اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکان
 چتر بر فرق ز برگ ورق ياسمنم
 تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد
 اگریک شب خودت را جای این مهتاب بگذاری
 اول نظر ار چه سرسری بود
 یک قوصره پر دارم ز سخن
 در خاک و خون خزیدی، حتا کفن نداری
 مرگ غم
 عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روز

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


به ریش خویش ببند ای فلک فکاهۀ پدرود
مبارک است به حامد، مبارک است به محمود

میان کابل و تهران، اشاره های فراوان
که رأی رأی شما نیست، رأی رأی خدا بود

کسی به کاسۀ رأی کسی اضافه نکرده
غریق، خودبه خود افتاده روی بستر این رود

تو پشت درصد و تعداد و چند آن چه روانی؟
یکی صحیفۀ نو باز شد دولایه زراندود

خطابه های تخلف به فاضل آب بیفگن
خدا نخواسته رسوا کند لطیفۀ موجود

مهم همان که کلاهت، منزه است و سفید است
چه فرق می کند از کله ات برآید اگر دود

به افتخار صداقت، دهان و دیده بشوران
به خنده های نمکسود و گریه های گِل آلود

سپتمبر 2009، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *