+ - x
 » از همین شاعر
1 دیوانه یی به کعبه گریبان دریده بود
2 آشپزخانه
3 بازسازی
4 تیک هی
5 دیشب
6 آزادی اندیشه
7 دوران انتقالی
8 کرامات دموکراتیک یک شیخ
9 اصلاً چرا؟
10 طرز خوبان

 » بیشتر بخوانید...
 کسی که غیر این سوداش نبود
 کلمات
 آن وعده که کرده ای مرا کو
 منم که سايهٔ من فرش بوريای من است
 بیا جانا که امروز آن مایی
 دیوانه یی به کعبه گریبان دریده بود
 آرایش باغ آمد این روی چه روی است این
 به قدری از تو بیزارم كه این دیوار و در از من
 معراج اوج رفعت ايوان صبحگاه
 شرح دهم من که شب از چه سیه دل بود

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


درپیش بیدردان اگر من کاکه تیغونی کنم
باید که با نیم جهان دعوای قانونی کنم

قانون اگر سُستی کند باید که من چُستی کنم
بیدردها را دَم به دَم تلقیح کم خونی کنم

من هم اگر تنبل شوم برعکس مطرب دشمنان
از بهر تشویق خودم انشای سمفونی کنم

تشویق اگر کارا نشد بنیان تهدید افگنم
فکساً خودم را خوار و بعداً هجو تلفونی کنم

افسوس رستم نیستم باید که اسکندر شوم
مَق مَق نگفته باقلم تاراج مقدونی کنم

تا عقل راجستر شود گُدبای گویم لاف را
گیتار خندان آورم آهنگ معجونی کنم

لیلای طنزم تا سرین خویش را جُنبانده ای
از لندن و پاریس و بُن تا روم مجنونی کنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *