+ - x
 » از همین شاعر
1 دموکراسی
2 معنای تجدد
3 فش فش دیگ بخار
4 درجه تحصیل در کابینۀ کرزی
5 مدت وزارت در کابینۀ کرزی
6 راست و دروغ
7 شوق غزل جوشی
8 دوتا نگاه
9 لگد
10 دستگیری پدرانه یا مردسالاری تجربی

 » بیشتر بخوانید...
 اگر مر تو را صلح آهنگ نیست
 قومندان با خدا نالیده می گفت
 نان ماشینی
 جوانان را بد آموز است این عصر
 دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود
 ز می که صد ره نشان ازو بود آن شراب مدام ما
 مرا اقبال خندانید آخر
 من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
 خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند می دهی
 شدست نور محمد هزار شاخ هزار

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


درپیش بیدردان اگر من کاکه تیغونی کنم
باید که با نیم جهان دعوای قانونی کنم

قانون اگر سُستی کند باید که من چُستی کنم
بیدردها را دَم به دَم تلقیح کم خونی کنم

من هم اگر تنبل شوم برعکس مطرب دشمنان
از بهر تشویق خودم انشای سمفونی کنم

تشویق اگر کارا نشد بنیان تهدید افگنم
فکساً خودم را خوار و بعداً هجو تلفونی کنم

افسوس رستم نیستم باید که اسکندر شوم
مَق مَق نگفته باقلم تاراج مقدونی کنم

تا عقل راجستر شود گُدبای گویم لاف را
گیتار خندان آورم آهنگ معجونی کنم

لیلای طنزم تا سرین خویش را جُنبانده ای
از لندن و پاریس و بُن تا روم مجنونی کنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *