+ - x
 » از همین شاعر
1 دوران انتقالی
2 در مدح بزرگان زمانه
3 ماجرای این و آن
4 کی با ما؟
5 راست و دروغ
6 نقد مدرن
7 علاج چشم عمر
8 چادری
9 عمر خبیث
10 خره شو

 » بیشتر بخوانید...
 نور امید
 شاه گشادست رو دیده شه بین که راست
 حسنی است بررخش رقم مشک ناب را
 اگر اندیشه کند طرز نگاه او را
 بجه بجه ز جهان تا شه جهان باشی
 ای صوفیان عشق بدرید خرقه ها
 ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت
 خرد بیگانهء ذوق یقین است
 بیایید بیایید که گلزار دمیده ست
 نیست با مژگان تعلق اشک وحشت پیشه را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


در ذهن کوچه گشتم،بی اذن و بی اجازه
آمد شمالک،آمد،افکار تازه تازه

من آدم قدیمی،بایک بغل عتیقه
از طرح ِ تازه گشتم،لرزنده چون گدازه

برنقشۀ خیالم،سُرخید،انقلابی
گویی دوباره آمد،بر مسکو استحاضه

دیدم که فکرتازه، سکسی زنیست عریان
با سینه بند نازک، برگونه هاش غازه

از دیدن چنانش، یکباره زنده می شد
گر دیده بود اورا،حتی اگر جنازه

آن بمب سکس نرمک،نرمک به جنبش افگند
کون و کمر که یعنی، پُر هستم از افاضه

گفتا سلام،جانا، اینک منم بفرما!
"ولکم کمان،بی بی"، "آجاو"، "رازه رازه"

کور از خدا چه خواهد،غیر از دوچشم بینا؟
باید چه می نمودم؟ واضح که: استفاضه

دیدم که قامت او، رفته است تا ثریا
کی می توان رسیدن، براو بدون خوازه

از پینکی پریدم، جنبنده یی ندیدم
یک فکر کهنه دارم، ما و همین قراضه

14 اکتوبر 2005،هامبورگ


گدازه (گُ) : موادی که از دهانه آتشفشان یا شکاف زمین بیرون ریزد
استحاضه (اِ) : خون آمدن از رحم پس از ایام حیض
غازه : سرخاب؛ امروز در افغانستان بیشتر سرخی می گویند
افاضه (اِ) : بهره؛ فیض رساندن
welcome come on baby
آجاو : در زبان اردو به معنای بیا
رازه : در زبان پشتو به معنای بیا
استفاضه : طلب فیض کردن ؛ عطا خواستن
خوازه ( هم خازه و هم خوازه خوانده می شود) : چوب بندی که اکثراً برای رنگمالی و گلکاری و کارهای بنایی می بندند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *