+ - x
 » از همین شاعر
1 قند و قروت
2 مدت وزارت در کابینۀ کرزی
3 استخاره های انتخاباتی
4 کله بی سوژه
5 مناظره بن لادن با امیر المومنین ملا محمد عمر
6 سلام
7 فش فش دیگ بخار
8 خواب رندانه
9 آزادی بیان
10 زبان درازی

 » بیشتر بخوانید...
 ای گزیده یار چونت یافتم
 زان می که ز بوی او شوریده و سرمستم
 دو گیتی را بخود باید کشیدن
 ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو
 جان به لب آمده و نیست بسر هیچ کسم
 که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی
 ای تو پناه همه روز محن
 آن سفره بیار و در میان نه
 محاق
 به جان پیر خرابات و حق صحبت او

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


دلم می خواهد ای دنیا،اگر لبخند می بودم
به لب های دو بی ناموس در پیوند می بودم

دوبی ناموس مرد و زن،دوتا باحال،تن بر تن
بلی اینجا،نمی خواهم که در انگلند می بودم

به نام شیشۀ ناموس عالم خنده می کردم
فقط با چشم های پاره خویشاوند می بودم

در این دنیا که هرکس با فلان خویش می تازد
به قانون فلان ِعاشقان پابند می بودم

هزاران متر و کیلومتر ویا هم سال نوری را
جدا از خشتک آزاری و از ترفند می بودم

"تواین کن!" یا "توآن کن!" یا "چنین کن!" یا "چنان کن!"،من
به دور از لودگی های هزاران پند می بودم

"فلانت را نگهمیدار!"، " لعنت کن براین دنیا!"
نمی دانم،خدا داند که من خورسند می بودم؟

گناه و گوشۀ امنی و یار خشتک افروزی
اگر احمق نمی بودم چه ثروتمند می بودم

جولای 2010،هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *