+ - x
 » از همین شاعر
1 آشپزخانه
2 حضرت بوش
3 جایزه برای کرزی
4 قند و قروت
5 زن زدن
6 تاپ و تیپیک
7 درجه تحصیل در کابینۀ کرزی
8 دستگیری پدرانه یا مردسالاری تجربی
9 از آدم تا بوزینه
10 دو حکمت از ملا محمد عمر

 » بیشتر بخوانید...
 ثباتش ده که میر شش جهات است
 بی نکورويی گلستان خوش نمی آيد مرا
 نک بهاران شد صلا ای لولیان
 عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
 گرچه غم و رنج من درازی دارد
 من ز گوش او بدزدم حلقه یی دیگر نهان
 دی کوزه گری بدیدم اندر بازار
 بس جهد می کردم که من آیینه نیکی شوم
 به کوی عشق تو من نامدم که بازروم
 غزلی در نتوانستن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


دروازه به دروازه، افتاده به دریوزه
اندرپی یک سوژه، این کلۀ چون کوزه

چنگال خیالش تا،درچنگ معاش آمد
مُرغانچه مقامش شد،شاهین پریروزه

مُرغانچه به مُرغانچه،می گرید و می خندد
روشن نشود سوژه،بی آتش و افروزه

بیچاره و درمانده،شدمرغ دلش کنده
تدبیر سفر دارد،بی موتر و بی موزه

ازسُرمۀ بی سوژه،بینا نشده چشمش
اندیشه چه می خواهد،زآن تُشلۀ فیروزه؟

کوحرف نوی برلب،کو سوژه و کو مطلب
مشق رمضان دارد،با روزۀ هرروزه

خوراک دگر،شاید،اندیشه یی نو زاید
پس قرص کمرباید،باروغن جَلغوزه

گرچاره نشد،زآن پس، دریک شب مهتابی
دُمبک بزند یکسر،تاصبح کشد زوزه

یک کلۀ بی سوژه، گفتند که می باشد
آغیل پر از پشقل،فالیزک خربوزه


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *