+ - x
 » از همین شاعر
1 از آدم تا بوزینه
2 مدت وزارت در کابینۀ کرزی
3 حسن تعبیر
4 تشناب سالاری
5 کله بی سوژه
6 دیشب
7 دیوانه یی به کعبه گریبان دریده بود
8 فلتر کن و فلتر کن
9 چادری
10 راست و دروغ

 » بیشتر بخوانید...
 تو گواه باش خواجه که ز توبه توبه کردم
 گر نه شکار غم دلدارمی
 واژه ی منفی
 در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین
 ز پیری یاد دارم این دو اندرز
 لعل لبش داد کنون مر مرا
 گل گفت مرا نرمی از خار چه می جویی
 وعظ بیجا
 دل که تصویر تورا ثانیه یی یاد آورد
 هم دلم ره می نماید هم دلم ره می زند

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱


لابلای سطرهای طنز ناپیدا شدی
درمیان کارتون ها گم شدی، پیدا شدی

وانگهی شاید،گهی آیا،گهی اما شدی
ها! بگو از دل پُری های که دل بالا شدی؟

گاز اشک آور به قاموس تو کفر مطلق است
یک دهان باز خندانی اگر هم وا شدی

از که می پرسی؟چه می پرسی؟چرا پرسی؟ شدید
ازتو استاد ریاضی هم به واویلا شدی

منطق کار تو روشن نیست نزد عاقلان
پشت تایتانیک بهر کشف امریکا شدی

شب که قحط سوژه کامت را به تلخی می کشد
کی عجب باشد اگر تا قعر افریقا شدی

با دوتا فیلی که روزی عکس آن را دیده ای
آگهی دادی که صد درصد مهاراجا شدی

کاکه بودی یک زمان،یک روز یادت می کنند
تا الف بر دُمب خود بستی تو هم کاکا شدی

28 مارچ 2010،هامبورگ


دل پُری : اطمینان
دل بالا : مطمین


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *