+ - x
 » از همین شاعر
1 دوتا نگاه
2 کی با ما؟
3 عقلنامه
4 علاج چشم عمر
5 حضرت بوش
6 خره شو
7 در میان کارتون ها
8 دوران انتقالی
9 سینما
10 معنای تجدد

 » بیشتر بخوانید...
 غزلی در نتوانستن
 رو چشم جان را برگشا در بی دلان اندرنگر
 افزود آتش من آب را خبر ببرید
 چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم
 ناله بلبل بهار کنیم
 یار در آخرزمان کرد طرب سازیی
 بر طاق نه تبخیر جاه و جلال را
 روزگاریست که ما را نگران می داری
 دو یار زیرک و از باده کهن دومنی
 شبانه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


ناگهان و ناگُمان و یک به یک
دُمب موشکی فتاد در تلک

در وجب وجب صدای بوالعجب
موشخانه بود و ترس ِ پس کشک

موش های بدمعاش گم شدند
تلخه مثل عقل گشت لادرک

سبلت پشک دوباره چرب شد
دردموش گشته شادی ِپشک

یک خبرنگار بی طرف بگفت:
"برزبان کیست مُهرپوپنک؟

در حمایت از غریو موشکان
قتقتک دهید،خوب،قتقتک"

شیخ شهر گفت: "بهرموشکان
مثل آنکه ریش ماست،پَشپَلک

اعتبار آنچنان به ما نماند
زهرچشم ما شده است بی نمک"

این چه هیبتی ست در تلک کزآن
شیرموش و موش می شود خسَک

درزباله دان نابرابری
موش با پشک به جنگ ِتک به تک

موشکی به موشکی به لرزه گفت
این تلک به ماست درد مشترک

لعنت خدا به ریش هرپشک
بی حساب و بی کتاب و بی مَنَک



ناگُمان : بیخبر
بدمعاش : جنگجوی و جنگ خواه
پس کشک (پَ کَ شَ) : دوباره اتفاق افتادن یک واقعۀ ناخوش
پوپَنَک : کپک، کفک
قتقتک دادن (قِ قِ تَ) :با تماس سرانگشتان بربدن،کسی را به خنده انداختن
پشپلک (پَ پَ لَ) : پُرز
مَنَک : پیمانه؛ظرفی برای اندازه گیری حبوبات و مایعات


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *