+ - x
 » از همین شاعر
1 برداشت ما از سیاست
2 تدبیر مهمانی
3 دوران انتقالی
4 لگد
5 کنفرانس لندن
6 قند و قروت
7 شوق غزل جوشی
8 فلتر کن و فلتر کن
9 مناظره بن لادن با امیر المومنین ملا محمد عمر
10 مدت وزارت در کابینۀ کرزی

 » بیشتر بخوانید...
 تو...
 چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کن
 مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشد
 کجا الوان نعمت زین بساط آسان شود پیدا
 نگفتمت مرو آنجا که مبتلات کنند؟
 عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی
 بود آیا که در میکده ها بگشایند
 ناآشتی
 شب همچنان سیاه
 ای مست ماه روی تو استاره و گردون خوش

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


خبر از ناکجا رسد روزی
مرگ من هم فرا رسد روزی

مرگ یعنی سلام آخرمن
قدمی سوی کوه قاف وطن

مرگ یعنی که هیچ و دیگر هیچ
گم شدن در غبار یک کج و پیچ

مرگ یعنی که قلب رخصت شد
محو شیطان چراغ ِ مهلت شد

مرگ یعنی کسی صلا زد و رفت
دزدسوم که بیصدا زد و رفت

مرگ یعنی به خط میخی خوش
اونویسد: بکُش! ومن که: نکُش!

مرگ یعنی که آمدی؟ گُدبای
چشمک یک حریف دیده دَرای

مرگ یعنی سکوت، دیگر هیچ
درفلان جا هبوط، دیگرهیچ

مرگ یعنی خداخدا گفتن
کمی از اصل ماجرا گفتن

مرگ یعنی که قال، حال شود
بعد هردو به یک جوال شود

مرگ" آی لف یو" ی آن سوهاست
روز آخر برای ترسو هاست

مرگ یعنی اشارتی که برو!
مستقیما ً به سوی " گوانته نمو"

مرگ یعنی که مرگ، یعنی مرگ
لرزش بزدلانه یی یک برگ

مرگ یعنی چراغ قرمز شد
زآن طرف ها صدای وزوزشد

وزوزی مثل وزوز زنبور
زوزه یی از زمان دورا دور

نیمه یی نام شب برای عبور
طرح و برنامه و پلان ترور

یک چلیپا به روی حق حضور
ویزه یی بهر بازگشتِ ضرور

مرگ بر هرچه مرگ باد، ای دوست
حق اورا کسی نداد، ای دوست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *