+ - x
 » از همین شاعر
1 اندر مذمت انواع آزادی
2 کلاه های سفید و کله های سیاه
3 در مدح بزرگان زمانه
4 دو حکمت از ملا محمد عمر
5 دستگیری پدرانه یا مردسالاری تجربی
6 درجه تحصیل در کابینۀ کرزی
7 تاپ و تیپیک
8 زن زدن
9 قند و قروت
10 جایزه برای کرزی

 » بیشتر بخوانید...
 هر که دارد هوس راه عدم بسم الله
 جانا تویی کلیم و منم چون عصای تو
 عشق جانست عشق تو جانتر
 عقل گوید که من او را به زبان بفریبم
 اگر ز حلقه این عاشقان کران گیری
 خوش باش که پخته اند سودای تو دی
 چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی
 کوچ و غربت
 یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
 این شعر به پرنده شدن های ما ه گُل

۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۲


خرمن ِسُر مانده بود، مطربکی پیش باد
کزبد ِآواز او، دیو به دوزخ فتاد

دختر آوازه اش، فاحشۀ روزگار
زشت چو صوت الحمار، زار چو روز ِشمار

عمر، جوانی نمود، روزن روزی ببست
نوبت مطرب رسید، شیشۀ عمرش شکست

کس پدرش را بگفت، علت مرگ پسر
چیست؟ بگو ای پدر، گفت که ای بیخبر

این همه ره آمدم، قامت ِگردیده خم
من سبب زندگیش، هیچ ندانسته ام

پس چه بدانم که او، از چه سبب مرده است
زنده و هم مرده اش، هردو چو گُه خورده است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *