+ - x
 » از همین شاعر
1 دم
2 تنورت گرم تا ماند؛ بسوزانم بسوزانم!
3 آن­روز به ­من دیدی و خالی شده بودم
4 قرضداران
5 سیاه سر
6 باید برون بیارم قلبِ فسرده‎ام را
7 از میان هزارتا خود من
8 چشم ِ ترا بر روی نعش ام تر نمی خواهم
9 شرمید، خنده کرد، سپس گفت: «کودکی؟
10 دوبیتی

 » بیشتر بخوانید...
 ساقی انصاف خوش لقایی
 چو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای تو
 تا شدم بيخبر از نام و نشان
 دعوت
 چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار
 دو توته سروده
 سیمای در غبار
 مادر
 ای آسمان که بر سر ما چرخ می زنی
 مها به دل نظری کن که دل تو را دارد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

رفته، رفته از کنارت می­ روم دیگر بچیش
زنده­ گی! کردی تباه و «جَوجَوَم» دیگر بچیش

استخوانِ خشک! آخر، سگ سگم کردی و من
تا که هستی پا به­ پایت می­ دوم دیگر بچیش

زنده­ گی! شبدر نه، این زهری­ ست شاید، این­که من
بره بره، لحظه­ ها را می­ جوم دیگر بچیش

شاید این­جا ایستگاه آخرِ این جاده است
یک توقف دوست! پایان می­ شوم دیگر بچیش


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *