+ - x
 » از همین شاعر
1 سیاه سر
2 آتشک! آخر دمیدی، ابر تا باران شدی
3 آخر سوب نیست...
4 تنورت گرم تا ماند؛ بسوزانم بسوزانم!
5 خربزه خربزه ره دید، رنگ می گیره
6 می­روم... خرجی ندارم، یک دو بوسه دخترک
7 چقدر تو بلند و من پستم
8 خواهی گپِ دلم شنوی؟ ناشنیدنی...
9 دم
10 قرضداران

 » بیشتر بخوانید...
 آخر مراعاتی بکن مر بی دلان را ساعتی
 از آمدن بهار و از رفتن دی
 عشق تو مست و کف زنانم کرد
 گفته ای من یار دیگر می کنم
 چارچوب دروازه
 اخلائی! اخلائی! صفونی عند مولایی
 مطربا این پرده زن، کان یار ما مست آمدست
 چو گل ز دست تو جیب دریده ای دارم
 گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
 قاب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

رگ رگم را جای خون دریای گل جاری شده
آرزوی سبز گشتن، کُرتِ ترکاری شده

عکسِ یک­دختر بهشت از دوربینِ آتشک
در نمایشگاه هر قشلاق، دیواری شده

باز از سیمای نغزِ رادیوی آبشار
خاطراتِ چشمه و مِترا شنیداری شده

امپگاهی تا شکفتی، بابه­نوروزی ترا
عاشِقِ دیوانه و ولگردِ بازاری شده

ای­شقایق! سرخ می­پوشد تمام دختران
قریه را رنگِِ لبت بیماری­یی ساری شده


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *