+ - x
 » از همین شاعر
1 الا ای رهگذر
2 افسانه من
3 نه من دیگر نمی خندم
4 سکوت
5 گل سرخ و گل زرد
6 آهنگی در سکوت

 » بیشتر بخوانید...
 به دور لاله قدح گیر و بی ریا می باش
 همت کن
 روز باران است و ما جو می کنیم
 شنیدم مرگ با یزدان چنین گفت
 مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم
 ناز دخترانه
 عید تلخ
 دیوانه می رقصد
 ای خوشا دوری که میل خاکبازی داشتم
 سیزدهم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گل سرخی به او دادم، گل زردی به من داد
برای یک لحظه ناتمام، قلبم از تپش افتاد
با تعجب پرسیدم : مگر از من متنفری؟
گفت : نه باور کن،نه! ولی چون تو را واقعا دوست دارم، نمی خواهم
پس از آنکه کام از من گرفتی، برای پیدا کردن گل زرد، زحمتی
به خود هموار کنی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *