+ - x
 » از همین شاعر
1 سکوت
2 گل سرخ و گل زرد
3 آهنگی در سکوت
4 الا ای رهگذر
5 افسانه من
6 نه من دیگر نمی خندم

 » بیشتر بخوانید...
 هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
 تو چرا جمله نبات و شکری
 حافظ
 برآنم تا که از تو دل بگیرم
 جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر
 ناله بلبل بهار کنیم
 چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کن
 گرصبای عشق در پیراهنم افتاه ای
 خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
 من با تو حدیث بی زبان گویم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گل سرخی به او دادم، گل زردی به من داد
برای یک لحظه ناتمام، قلبم از تپش افتاد
با تعجب پرسیدم : مگر از من متنفری؟
گفت : نه باور کن،نه! ولی چون تو را واقعا دوست دارم، نمی خواهم
پس از آنکه کام از من گرفتی، برای پیدا کردن گل زرد، زحمتی
به خود هموار کنی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *