+ - x
 » از همین شاعر
1 دنیا دوباره روی سرم پا به پای تو
2 قرضداران
3 دوبیتی
4 تنورت گرم تا ماند؛ بسوزانم بسوزانم!
5 شرمید، خنده کرد، سپس گفت: «کودکی؟
6 کژدم ِ عسل دختر
7 خوشه چین
8 دم
9 رفته، رفته از کنارت می­ روم دیگر بچیش
10 چشم ِ ترا بر روی نعش ام تر نمی خواهم

 » بیشتر بخوانید...
 من از ساحل گریزانم
 ای دلبر سنگین دل و سیمین بدن من
 به روما گفت با من راهب پیر
 اگر تو مست شرابی چرا حشر نکنی
 مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد
 خوش خرامان می روی ای جان جان بی من مرو *
 در کارگه کوزه گری کردم رای
 ولی اینگونه نی
 گر کنم با این سر پرشور بالین سنگ را
 بود که بار دگر بشنوم صدای تو را ؟

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تنورت گرم تا ماند؛ بسوزانم بسوزانم!
دو سه نانِ دگر مانده­ست می­دانم بسوزانم!

نگاهت این­قدر با دودِ تلخِ چوب­های تر
نمی­خواهم بماند، خشک می­مانم بسوزانم!

تو می­دانی نمانده طاقتت با بودنِ غم­ها
منی را که برای درد دهقانم بسوزانم!

خودت گفتی­که «دستانم خُنک خورده­ست» بوسیدم
پشیمانم پشیمانم پشیمانم، بسوزانم!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *