+ - x
 » از همین شاعر
1 خوشه چین
2 آن­روز به ­من دیدی و خالی شده بودم
3 در تضادِ شهرداری­یی دلت شد خانه­ ام
4 هرچه سیبی که داده بود خدا
5 شرمید، خنده کرد، سپس گفت: «کودکی؟
6 خواهی گپِ دلم شنوی؟ ناشنیدنی...
7 چقدر تو بلند و من پستم
8 رگ رگم را جای خون دریای گل جاری شده
9 دنیا دوباره روی سرم پا به پای تو
10 از میان هزارتا خود من

 » بیشتر بخوانید...
 ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
 عکس
 کرده ام سرمشق حیرت سرو موزون تورا
 نوبهارا جان مایی جان ها را تازه کن
 واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود
 سنگ گور
 زهره عشق هر سحر بر در ما چه می کند
 آن مطرب ما خوشست و چنگش
 چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
 میلاد آن که عاشقانه بر خاک مُرد

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

می­روم... خرجی ندارم، یک دو بوسه دخترک
یک­کمی باید بریزی روی لب­هایم نمک

اندکی بنشین به روی قالی­یی تنهایی­ام
اندکی یادت بماند، مثلِ آتش در برَک

سایه­ ام را چادرت می­خواهم آیا ممکن است؟
سایه­ ام را بر دلت بگذار... درد ِ مشترک

می روم ایران، نمی­دانم چه حاصل می­شود
مرگ؟ رد مرز؟ یا پیسه به ­«تویت» کمترک

می­روم ایران، دعایت را برایم کُلچه کن
تا نه میرد این گرسنه عاشقت روی سرک


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *