+ - x
 » از همین شاعر
1 آخر سوب نیست...
2 خوشه چین
3 رگ رگم را جای خون دریای گل جاری شده
4 دنیا دوباره روی سرم پا به پای تو
5 دوبیتی
6 آتشک! آخر دمیدی، ابر تا باران شدی
7 باید برون بیارم قلبِ فسرده‎ام را
8 چقدر تو بلند و من پستم
9 چند سالی شد غمش در سینه غِجک می­زند
10 تنورت گرم تا ماند؛ بسوزانم بسوزانم!

 » بیشتر بخوانید...
 میندیش میندیش که اندیشه گری ها
 چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
 باز شد روزنی از گلشن شیراز به من
 شهر ما خوبترین شهر زمین
 بعدِ ما هم روز است و روزگاری، می رسد
 تو نيز همچو من اين نکته را شنو ز رباب
 واقعه ای بدیده ام لایق لطف و آفرین
 دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند
 عشق تو از بس کشش جان آمده
 عید بر عاشقان مبارک باد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در تضادِ شهرداری­یی دلت شد خانه­ ام
ایستادم، تا بفرمایی کنی ویرانه­ ام

می­توانی تکه­هایم را کنی دیوار و در
یا بمانی همچنان روی سرک دیوانه­ ام

ریشه دارد جای پاهایم به تاریخ دلت
باز هم در پیش چشمان خودت بیگانه­ ام

تکسیِ تنهایی ما را ندانم تا به­کی
این رقم راننده می­گردی به­روی شانه­ ام


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *