+ - x
 » از همین شاعر
1 قرضداران
2 کژدم ِ عسل دختر
3 خواهی گپِ دلم شنوی؟ ناشنیدنی...
4 گفته بودی شهرِ دل را بازسازی می­کنی
5 سیاه سر
6 آن­روز به ­من دیدی و خالی شده بودم
7 تاقین
8 چقدر تو بلند و من پستم
9 دوبیتی
10 دنیا دوباره روی سرم پا به پای تو

 » بیشتر بخوانید...
 دریاب که از روح جدا خواهی رفت
 ز فسانهٔ لب خامش که رسید مژده به گوش ما
 گشته از فيض کدامين رو منور ماهتاب
 دیریست ترا ای گل خودروی ندیدم
 لعل لبش داد کنون مر مرا
 ای قصه بهشت ز کویت حکایتی
 دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن
 چو شب شد جملگان در خواب رفتند
 ای جان و قوام جمله جان ها
 کجا شد عهد و پیمانی که کردی دوش با بنده

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در تضادِ شهرداری­یی دلت شد خانه­ ام
ایستادم، تا بفرمایی کنی ویرانه­ ام

می­توانی تکه­هایم را کنی دیوار و در
یا بمانی همچنان روی سرک دیوانه­ ام

ریشه دارد جای پاهایم به تاریخ دلت
باز هم در پیش چشمان خودت بیگانه­ ام

تکسیِ تنهایی ما را ندانم تا به­کی
این رقم راننده می­گردی به­روی شانه­ ام


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *