+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
2 درخت
3 آزادی
4 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
5 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
6 مادر
7 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
8 با یاد چشمهای تو
9 انتظار
10 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند

 » بیشتر بخوانید...
 سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه گری
 در دل من پرده ی نو می زنی
 ای چنگیان غیبی از راه خوش نوایی
 سُهشی
 منم که کار ندارم به غیر بی کاری
 چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
 نبود سواد بلکه بياض اين کتاب چيست
 ترکیب پیاله ای که درهم پیوست
 ای که با سلسله زلف دراز آمده ای
 ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظاره ای

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲

من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
من آن توفنده خاشاكم كه در گلخن نمی گنجم
سر و پا رونق آرای دو عالم نقش معنایم
بگیریدم بگیریدم كه من در من نمی گنجم
من آتشبازی آواز های عید موعودم
مرا فارغ كنید از تن كه من درتن نمی گنجم
غبار هیچ گرد ره نیم در چشم كس لیكن
خیال آیینه یی دارم كه در گلشن نمی گنجم
سرود برق ریزیهای فصل رویش و رنگم
شرار مشعل طورم كه در خرمن نمی گنجم
مرا فریاد گاهی در مسیر نیستان باید
من آن دردم كه در پیچاك یك شیون نمی گنجم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *