+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
2 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
3 با یاد چشمهای تو
4 خیال من یقین من
5 آزادی
6 در انتحار لحظه ها
7 انتظار
8 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
9 دریا
10 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم

 » بیشتر بخوانید...
 چهار بیتی ها بخش سوم
 جانا به جان رسید ز عشق تو کار ما
 آنسوی شعر
 دگربار این دلم آتش گرفتست
 هیچ چوچه سگی چرا با كفشهای من شوخی نمی كند
 رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
 جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را
 نیستی، مریم! ببینی چشم های ساده را
 ای که تو عشاق را همچو شکر می کشی
 برفت یار من و یادگار ماند مرا

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲

من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
من آن توفنده خاشاكم كه در گلخن نمی گنجم
سر و پا رونق آرای دو عالم نقش معنایم
بگیریدم بگیریدم كه من در من نمی گنجم
من آتشبازی آواز های عید موعودم
مرا فارغ كنید از تن كه من درتن نمی گنجم
غبار هیچ گرد ره نیم در چشم كس لیكن
خیال آیینه یی دارم كه در گلشن نمی گنجم
سرود برق ریزیهای فصل رویش و رنگم
شرار مشعل طورم كه در خرمن نمی گنجم
مرا فریاد گاهی در مسیر نیستان باید
من آن دردم كه در پیچاك یك شیون نمی گنجم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *