+ - x
 » از همین شاعر
1 با یاد چشمهای تو
2 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
3 دریا
4 انتظار
5 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
6 عشق چیست؟
7 پارسی
8 آزادی
9 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
10 درخت

 » بیشتر بخوانید...
 یک هفته شده مرا پریشان کردی
 خیال روی تو در هر طریق همره ماست
 سوگ سرود ۱
 خاطره باغ
 ریشۀ تشویش
 ز آن می که حیات جاودانیست بخور
 مرا از منطق آید بوی خامی
 یا ملک المحشر، ترحم لا ترتشی
 بدار دست ز ریشم که باده ای خوردم
 شام شد روزم خدايا سرپناه من کجاست

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۳

گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
سرم میریزد امشب از در و دیوار تنهایی
دلی كه داشتم دیوانگی هایش ز پا افگند
سری تا می برآرم میدهد آزار تنهایی
خموشیهای من در پرده هایش رنگ میگردد
چه ساز روشنی دارد بچشم یار تنهایی
به هر جمعی كه آواز محبت میشود بالا
خیالی را به خونم میكند بیدار تنهایی
صدای آ شنا ره میگشاید از درون اما
گلو میگیردم اندوه دریا بار تنهایی
همیشه چشم من از همسرایان دستیاری بود
ولی اینك رفیق راه غربتسار تنهایی

كابل - تابستان - ١٣٦٩


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Ahmad:

Tanhaye luv you cause u never let me aloNe
Luv u Neda




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *