+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
2 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
3 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
4 خیال من یقین من
5 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
6 ملت من
7 در انتحار لحظه ها
8 گرد راه
9 دریا
10 دو رباعی

 » بیشتر بخوانید...
 مطربا این پرده زن، کان یار ما مست آمدست
 بت بی نقش و نگارم جز تو یار ندارم
 یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
 با یار بساز تا توانی
 جهان در چشم زن دریاست دریا
 اگر نه عاشق اویم چه می پویم به کوی او
 نازم ای سرو سهی قامت رعنای ترا
 نه هرکس خود گرد هم خودگداز است
 نیست با حسنت مجال گفتگو آیینه را
 سی و سومین نهال

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۳

گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
سرم میریزد امشب از در و دیوار تنهایی
دلی كه داشتم دیوانگی هایش ز پا افگند
سری تا می برآرم میدهد آزار تنهایی
خموشیهای من در پرده هایش رنگ میگردد
چه ساز روشنی دارد بچشم یار تنهایی
به هر جمعی كه آواز محبت میشود بالا
خیالی را به خونم میكند بیدار تنهایی
صدای آ شنا ره میگشاید از درون اما
گلو میگیردم اندوه دریا بار تنهایی
همیشه چشم من از همسرایان دستیاری بود
ولی اینك رفیق راه غربتسار تنهایی

كابل - تابستان - ١٣٦٩


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Ahmad:

Tanhaye luv you cause u never let me aloNe
Luv u Neda




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *