+ - x
 » از همین شاعر
1 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
2 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
3 سفر بخير برو
4 دو رباعی
5 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
6 من و دریچه ی من
7 ناودانها
8 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
9 خداحافظ گل سوری
10 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم

 » بیشتر بخوانید...
 مطرب چو زخمه ها را بر تار می کشانی
 سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد
 مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
 آن به که مرا تمکین نکنی
 سرگذشت گل غم
 تا نفس های تو اینگونه وزیدن دارد
 درآ تا خرقه قالب دراندازم همین ساعت
 به جان تو که بگویی وطن کجا داری
 هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار

۳.۵
امتیاز: ۳.۵ | مجموع آراء: ۱۳

به هوای تازه ماند غزل من و غم من
به خدا ترا رساند غزل من و غم من
همه اش سلام عشق است و كلام آشنایی
همه نور می فشاند غزل من و غم من
ز ادای مهربانی به مباركی رسیده
كه به نیمه ره نماند غزل من و غم من
چو قلندران صافی چو برهنه گان صادق
دغل و دغا نداند غزل من و غم من
به زمین شوره ی جان و به خاكتوده ی دل
گل سرخ پروراند غزل من و غم من
به قلمرو دل انگیز تخیلم فرود آی
كه همای می پراند غزل من و غم من

كابل ١٣٦٨ ه ش


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

احمد شکیب سخا:

ضمن عرض سلام خدمت مدیر و یا مسؤل ( پنجره)
اثری که از مرحوم و شاد روان قهار عاصی درج کردید بسیار زیبا و به امید اینکه منظومه های بیشتر از آن شاعر فقید درج شود.
روحش شاد و یادش گرامی باد.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *