+ - x
 » از همین شاعر
1 گنگ بودی و کس نمی فهمید آن طرف های شور و حال ترا
2 از خواب لرزان می پرم، بر قسمتم شک می کنم
3 مثل یک تارتنک دور تنم پیچیدی
4 تقدیم به زنی که در آن سوی آّب ها غمگین و تنهاست
5 یک بغض جن گرفته گلوی مرا گرفت
6 مارا به هم که دوخته؟ مارا جدا کنید
7 بگیر باز تبر را... بگیر! ابراهیم!
8 غزلی در چرخیدن...
9 غرور و ناز تو زیباست با زنانه گی ات
10 از خود جدا نمی کند این بخت بد مرا

 » بیشتر بخوانید...
 نرگس مستانه
 بیا که قصه کنیم
 ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
 شاهدان گر دلبری زین سان کنند
 شرمندگی
 آزادی
 هم میهنم
 مساحت رنج
 من به سوی باغ و گلشن می روم
 ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مثل یک تارتنک دور تنم پیچیدی
من که وحشت زده فریاد زدم، خندیدی

آمدی خنده­ زنان، موی...نه! شلاق به دست
آخ!، ای وای!، نزن!،.چییییغ زدم...ترسیدی

رفتم از حال، صدایم خفه شد، خشک شدم
سطلی آب از گِل و گنداب سرم پاشیدی



خانه روشن شد و تاریک شد و روشن شد
آمدی روی مرا با هیجان بوسیدی

بعد، چیغی زده، موهای خودت را کندی
دور خود چرخ زدی، چرخ زدی...غلتیدی

...

چاشت بود و «چمن روضه» و بیداری بید
خواب بودم...و تو از دور مرا می دیدی




- چمن روضه: اطراف آرامگاه حضرت علی جایی است در شهر مزارشریف.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *