+ - x
 » از همین شاعر
1 تقدیم به زنی که در آن سوی آّب ها غمگین و تنهاست
2 این روزها درون من از اژدها پُر است
3 گنگ بودی و کس نمی فهمید آن طرف های شور و حال ترا
4 مثل یک تارتنک دور تنم پیچیدی
5 یک بغض جن گرفته گلوی مرا گرفت
6 بگیر باز تبر را... بگیر! ابراهیم!
7 غزلی در چرخیدن...
8 شب آنقَدر شب است كه ترسانده زاغ را
9 هرگز نشد که فلسفه ها راحتم کنند
10 لب تو شیره ی انگور و گُل تریاك است

 » بیشتر بخوانید...
 باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
 از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم
 برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
 بخت نگار و چشم من هر دو نخسبد در زمن
 آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم
 رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی
 نی دیده هر دلی را دیدار می نماید
 ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان
 دوازدهم
 نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

مارا به هم که دوخته؟ مارا جدا کنید
از من مرا دو نیم کنید و رها کنید

نصفم برای صفحه ی لپتاپ و میز کار...
خود را به نصف دیگر من آشنا کنید!

هستی من به وسعت یک مرگ، کوچک است
ای دردهای داغ! لحاظ مرا کنید

من نیستم پرنده ی بی بال و بی زبان
من نیستم! کجاستم او را صدا کنید!

سردرگمم میان خطوط کف خودم
مشت مرا به سنگ بکوبید و وا کنید

***

دنبال چیز گم شده... بی دست، بی چراغ
«من می روم به جنگ سیاهی» دعا کنید...



«» چراغی به دست، چراغی در برابرم، من به جنگ سیاهی می روم (شاملو)


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *