+ - x
 » از همین شاعر
1 مثل یک تارتنک دور تنم پیچیدی
2 بگیر باز تبر را... بگیر! ابراهیم!
3 شب آنقَدر شب است كه ترسانده زاغ را
4 لب تو شیره ی انگور و گُل تریاك است
5 از خواب لرزان می پرم، بر قسمتم شک می کنم
6 مارا به هم که دوخته؟ مارا جدا کنید
7 از خود جدا نمی کند این بخت بد مرا
8 این روزها درون من از اژدها پُر است
9 گنگ بودی و کس نمی فهمید آن طرف های شور و حال ترا
10 یک بغض جن گرفته گلوی مرا گرفت

 » بیشتر بخوانید...
 شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش
 چو شب شد جملگان در خواب رفتند
 کو ذوق نگاهی که به هنگام تماشا
 ای رونق نوبهار برگو
 سرگذشت گل غم
 چونک در باغت به زیر سایه طوبیستم
 شب شد و هنگام خلوتگاه شد
 از آن فکر فلک پیما چه حاصل؟
 یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال
 شور صد صحرا جنون گرد نمکدان شما

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۳

بچرخ! ثانیه گرد عجول! خوب بچرخ!

شبیه یوزپلنگی، بدو! بکوب! بچرخ!

نباش در پی این که قطار عمر من است

قطار عمر مرا بین چارچوب بچرخ!

برای این که بمیریم و باز زنده شویم

شوی درخت، شوم ...مثل دارکوب، بچرخ!



اگر چه سوختی اما تو آفتاب نه ای!

زمین!

زمین!

به خود آی و نکن غروب...بچرخ!

...
دوباره شمس تو از شرق تا به غرب شدم

بچرخ! مولوی! از بلخ تا جنوب بچرخ!

مرا به وسعت دنیای بی کران چه غرض

بچرخ! مولوی! از بلخ تا جنوب بچرخ!

مرا به وسعت دنیای بی کران چه غرض...

نه ایست! ثانیه گرد عجول! خوب بچرخ!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *