+ - x
 » از همین شاعر
1 دود
2 تبر
3 حسرت
4 کوچ
5 جنوب طوفان است
6 انتظار

 » بیشتر بخوانید...
 پیشتر آ روی تو جز نور نیست
 سنگ گور
 به یارکان صفا جز می صفا مدهید
 کیست در این شهر که او مست نیست؟
 هشیار شدم ساقی دستار به من واده
 خزف و گهر
 زن زدن
 خسروانی که فتنه ای چینید
 دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار
 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سکوت سرد شب از خانه خانه میبارد
به دشت خشک و کویر شبانه میبارد

یکی جوانه که سر میکشد به کوچه ما
چه تیرهای که از هر کرانه میبارد

کتاب مرثیه ها مان ز مرگ بسته نشد
نوای سرکش سوگ جوانه میبارد

بیبین که سایه اشباح در کمین تو اند
که سنگ بر سر ما ظالمانه میبارد

یکی ضحاک فشرده ست دست اهریمن
هزار مکر ز دور زمانه میبارد

مگو که پنجره ها را ز دود بسته کنید
حریق لاله ز این آشیانه میبارد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *