+ - x
 » از همین شاعر
1 شبانه
2 مرغ باران
3 دیگر تنها نیستم
4 بهار دیگر
5 احساس
6 مرد مجسمه
7 سرود ابراهیم در آتش
8 شبانه
9 رنج دیگر
10 پیوند

 » بیشتر بخوانید...
 یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
 خودکاوی
 قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم
 چهل و دوم
 خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد
 این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
 حکم البین بموتی و عمد
 به گرد تو چو نگردم به گرد خود گردم
 ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا
 فرنگی را دلی زیر نگین نیست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

امشب دوباره
بادها
افسانه ی کهن را آغازکرده اند


« بادها!
بادها!
خنیاگرانِ باد!»

خنیاگرانِ باد
ولیکن
سرگرمِ قصه های ملولند...



« خنیاگرانِ باد
امشب
رُکسانا
با جامه ی سفیدِ بلندش
پنهان ز هر کسی
مهمانِ من شده ست و کنون
مست
بر بسترم
افتاده است.
[این قصه ناشنیده بگیرید!]

کوته کنید این همه فریاد
خنیاگرانِ باد!
بگذارید
رُکسانا
در مستیِ گرانش امشب
این جا بمانَد تا سحر.
های!
خنیاگرانِ باد!
اگر بگذارید!...



آن گاه
از شرمِ قصه ها که سخن سازان
خواهند راند بر سرِ بازار،
دیگر
رُکسانا
هرگز ز کلبه ی من بیرون
نخواهد نهاد پای...»



بیرونِ کلبه، بادها
پُرشور می غریوند...

« آرام تر!
بی رحم ها!
خنیاگرانِ باد!»

خنیاگرانِ باد، ولیکن
سرگرمِ قصه های ملولند
آنان
از دردهای خویش پریشند،
آنان
سوزنده گانِ آتشِ خویشند...

۱۳۳۰


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *